عزت الله مولايى نيا همدانى
345
نسخ در قرآن ( فارسى )
پاسخ پاسخ اين شبههء تفسيرى را در ضمن مباحث پيشتر بيان كرديم و باز تأكيد مىكنيم كه آيهء كريمه « حفظ » در صدد بيان مصونيت قرآن از تحريف و دستبرد تحريفگران از خدا بىخبر است و اطمينان مىدهد كه هيچ نيرويى غير از خدا نمىتواند در قلمرو آيات قرآن و احكام ارجمند آن ، تحريف ايجاد كرده و تغيير دهد و قرآن تا قيام قيامت از هرگونه تحريفى ، چه به نقصان و چه به فزونى و چه تغيير و تبديل ، مصون و محفوظ است و امامت و حاكميت همهء عالم بر عهدهء اوست و لكن هيچ ارتباطى به تعديل تشريعات خداوند كه بر حسب مصالح و حكمت توسط خود خداوند شارع حكيم در زمان خود رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - و قبل از پايان پذيرفتن ديوان تشريع ، انجام مىگيرد ، ندارد ؛ زيرا مسلوب الاختيار كردن خود شارع حكيم توسط خودش ، امر معقولى نيست و خداوند حكيم حتى در امور ابدى قطعى هم براى خودش حق تصرف را محفوظ داشته و با تعابير مختلفى مانند « الا ما شاء ربّك » و امثال آن ، بدان اصالت داده و اعلام مىدارد ، چنان كه در جريان استقرار ابدى اهل نعيم در بهشت جاودان و اهل بلا در آتش جهنم ، اينگونه عمل كرده و در آيات مختلف ، حق تصرف و تغيير آن را براى خود حفظ مىفرمايد و اين مسأله كاملا از فرهنگ گستردهء قرآن هويدا بوده و نيازى به ارائهء مدرك نمىباشد . دليل چهارم نظريهء « نسخ » با آيات محكمى چون كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُهُ . . . « 1 » و ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ . . . « 2 » منافات داشته و با معناى استوار اين آيات ، همخوانى نداشته و استحقاق انطباق با معانى آنها و دارا بودن اين صفت جميل ( احكام ) نمىباشد « 3 » .
--> ( 1 ) هود ، 1 . « اين قرآن كتابى است با دلايل محكم » . ( 2 ) بقره ، 2 . « اين كتاب بىهيچ شك . . . » . ( 3 ) هبة الدين شهرستانى ، پيشين ، ص 32 .