عزت الله مولايى نيا همدانى

333

نسخ در قرآن ( فارسى )

منع آن ندارند ، جز توجيهات واهى و بىاساس . 5 - گفتار منكران نسخ ، داراى تناقض بيّن و آشكار است . 6 - جايى كه خداى اديان ، خود در زمينه‌اى ، تشريع نمايد و آن را مصلحت بداند ، چون عقل از كشف فلسفه آن عاجز است ، اظهار نظرش در آن مورد بىجا خواهد بود ؛ زيرا از حيطهء قدرت و توان آن بيرون است . 7 - وقوع بهترين دليل بر جواز است و همه منكران ، موارد وقوع را قبول دارند . 8 - بهره‌بردارى سياسى دشمنان اسلام از مادهء قانونى اسلام ، دليل آن نمىشود كه ما آن را انكار نماييم . 9 - قرآن كريم قديم نيست كه از باور كردن به نظريهء نسخ ، رفع كلام قديم لازم بيايد و تنها آن اعتقاد گروهى از مسلمانان است . 10 - بلوك شرق و غرب چه خوشحال باشند و چه ناراحت ، ما حق زير سؤال بردن احكام اسلام را نداريم . 11 - رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - معصوم است و هرگز از اجتهاد شخصى خودش حكمى را صادر نفرموده بود تا آنكه قرآن آن را مورد تخطئه قرار داده و تبديل نمايد . 12 - منكران نسخ بدون توجه به قدرت مطلقهء ذات اقدس ربوبى و سلطنت مطلقهء او ، منكر آن شده‌اند . 13 - و بالأخره بر اثر عدم دقت كافى در مفهوم نسخ و عدم دقت به تواتر ( معنوى ) اخبار دربارهء اين پديده ارزشمند ، آن را مورد انكار قرار داده‌اند .