عزت الله مولايى نيا همدانى
327
نسخ در قرآن ( فارسى )
پيش از آن در قلمرو دين اسلام از اين اصطلاح هيچ اثرى نبوده است « 1 » ! ! پاسخ پاسخ اين اشكال بديهى و روشن است و نيازى به تلاش ندارد ؛ زيرا ادّعاى بدون دليل است . و ثانيا « هشام بن حكم كوفى » معاصر امام موسى بن جعفر - عليه السّلام - بوده يعنى در نيمهء دوم قرن دوم مىزيسته است و كتب « ناسخ و منسوخى كه هم اكنون در دست داريم ، در اوايل قرن دوم ، نگارش يافته است و تنها در گفتار امير المؤمنين - عليه السّلام - دهها مورد مسألهء « ناسخ و منسوخ » در قرآن مطرح شده و در روايات ديگر ائمهء اهل بيت - عليهما السلام - نيز همچنين و اسناد اكثرشان هم صحيح بوده و روات آنها از اصحاب اجماع مىباشند « 2 » و در مجامع حديثى ، تفسيرى و تاريخى ، عامّه نيز اخبار و گزارشهاى فراوانى دربارهء پديدهء نسخ ذكر شده است . علاوه ، نخستين كسى كه پديدهء نسخ را اصطلاح كرده و آن را به كار برده ، خود قرآن كريم است « 3 » . شبهه سى و ششم مىگويند : هشام بن حكم گفته است : كه « امت اسلامى چون پس از رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - با ابو بكر بيعت كرده و على - عليه السّلام - را كنار زدند ، از اين رو
--> ( 1 ) عبد المتعال جبرى ، پيشين ، « النسخ فى . . . » ، ص 39 - 41 ، به نقل از لا نسخ فى القرآن . احمد حجازى سقا صص 232 - 238 . ابو الحسين محمد بن احمد بن عبد الرحمن ملطى شافعى ، ( ت 377 ه . ق ) در كتاب « التنبيه و الردّ على اهل الاهوى و البدع » . ( 2 ) ر . ك : دكتر عبد الغفار الميسّر فى علوم القرآن ، چاپ اول ، بيروت ، لبنان : دار و مكتبه : الرسول الاكرم - صلّى اللّه عليه و آله - ( 1415 ه . ق ) ، صص 182 - 185 . به نقل از تفسير عيّاشى . و تفسير صافى و تفسير البرهان و ناسخ القرآن و منسوخه ، ابن البارزى ، و جامع بيان العلم و فضله و . . . و ما در فصل اول همين نوشتار بحث حديثى گستردهاى در مورد پيشينهء تاريخى ، اصطلاح نسخ ، سامان دادهايم و همچنين در فصل دوم و سوم آن ، رجوع شود . ( 3 ) ر . ك : عبد المتعال جبرى ، « النسخ فى » ، پيشين ، ص 41 .