عزت الله مولايى نيا همدانى
325
نسخ در قرآن ( فارسى )
نخواهد شد . شبههء سى و چهارم مىگويند : « هر كس بدون ارائهء مدرك مستند ، در آيات قرآن و يا در حوزهء مقدس دين ، ادّعاى نسخ نمايد ، افترا به خدا و رسول او - صلّى اللّه عليه و آله - زده و مبطل قرآن و شريعت مىگردد ؛ چرا كه چنين ادّعاى بىدليل ، با دعاوى ديگران در ديگر آيات قرآن ، بدون ارائهء دليل مقبول از منظر عقل ، تفاوتى ندارد ؛ يعنى اگر پژوهشگرى در آيهاى قائل به نسخ گردد پس بايد ديگران هم بتوانند بدون دليل ، در آيههاى ديگر ، بدان قائل گردد ، در اين صورت كار به ابطال قرآن و در نهايت به ابطال شريعت مىانجامد و اين همان خروج از اسلام و برابر با كفر به دين خداست . از سوى ديگر ، آيات قرآن و سنّت قطعى رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله - با تواتر و با يقين ثابت گرديده است و با گمان و پندار ، باطل نمىگردد و ما تنها با داشتن دلايل قطعى مىتوانيم دعاوى نسخ را بپذيرم و چون حتى يك مورد در قرآن كريم سراغ نداريم كه احدى گزارش نموده باشد كه فلان آيه توسط فلان آيه نسخ گرديده است ، اما هستند انديشوران بسيارى كه مىگويند : فلان آيه هرگز نسخ نشده است و يا توسط اين آيه - كه مورد ادعاست - نسخ نگرديده و يا مثلا محمل عقلايى دارد كه آن را از دايرهء منسوخات خارج مىگرداند . بنابراين ، ادعاى هرگونه نسخى در حوزهء قرآنى ، افتراى محض و بلادليل و مردود است » « 1 » . پاسخ پاسخ اين اشكال نيز ضمن پاسخهاى پيشين ما داده شده است ؛ زيرا مثبتين نسخ در قلمرو قرآن كريم ، هرگز حتّى يك مورد هم بدون دليل قاطع ، ادّعاى نسخ
--> ( 1 ) ر . ك : دكتر عبد المتعال جبرى ، پيشين ، « النسخ . . . » ، صص 33 - 34 با توضيحى از نگارنده .