عزت الله مولايى نيا همدانى
321
نسخ در قرآن ( فارسى )
اسلام ، در دست نيست ، پس تلاش كردن جهت اثبات آن بيهوده است « 1 » . پاسخ بارها گفته شد كه ما هم دليل نقلى قرآنى بر نسخ داريم و هم دليل روايى و هم برهان اجماعى و هم عقلى و استدلال عقلى بر جواز وقوع نسخ در قرآن و تأييد آن از طريق مشابههاى اجتماعى ما را با هيچ اشكال عقلى و يا دينى ، مواجه نمىنمايد ؛ چرا كه اين خود قرآن و سنت صحيح نبوى - صلّى اللّه عليه و آله - است كه ما را به تدبّر در قرآن فرا خوانده و علاوه كسانى را كه در آيات آن ، به تفكر و ژرفنگرى نمىنشنينند ، توبيخ كرده و وعدهء عذاب داده است . » و ما به خواست خداوند در فصل پايانى ، ضمن اثبات وقوع نسخ در قرآن و سنّت ، دلايل قطعى خود را در مورد نسخ ، بيان خواهيم كرد . شبههء سى و سوم مىگويند : « چون گروهى از مستشرقين و عمّال استعمار از طريق قول به « نسخ » در قرآن بر اسلام خورده گرفته و با دستاويز قرار دادن آن ، اسلام و قرآن و صاحب شريعت - صلّى اللّه عليه و آله - را زير سؤال برده و تهمت باران نمودهاند . اگر ما نظريّهء « نسخ در قرآن » را بپذيريم ، در واقع پيروى از اهل كتاب كردهايم و حال آنكه اهل كتاب مىگويند : « ظهور پديدهء نسخ در قرآن ، كار خود محمد - صلّى اللّه عليه و آله - بوده و نه از سوى خداوند و به دستور او ، پس قرآن توسط محمد - صلّى اللّه عليه و آله - دست كارى شده و ديگر حجيّت شرعى ندارد ! ! و اين خود فتح باب شبههها در اسلام ، براى كفّار و مشركان است ، بنابراين ، بايد از قول به « نسخ » جدّا اجتناب ورزيم » « 2 » .
--> ( 1 ) مأخذ بالا . ( 2 ) عبد المتعال جبرى ، الناسخ فى . . . ، پيشين ، ص 10 .