عزت الله مولايى نيا همدانى
314
نسخ در قرآن ( فارسى )
مردود بوده و با هيچ يك از اصول ، عقلى و دينى ما سازگارى ندارد . شبههء بيست و نهم منكران نسخ مىگويند : اگر نظريهء وقوع نسخ در قرآن را بپذيريم ، لازم مىآيد كه رافضه و بويژه زعيم آنان « مختار بن ابى عبيد ثقفى » بداء را در حق خداوند تجويز نمايند كه محال است ؛ زيرا نسخ يعنى « ظهور الخطاء بعد الخفاء » و روشن شدن راه صحيح بعد از آنكه به دليل اشتباه و جهل ، از قانونگذار پوشيده بود و اين تصوّر در حق ذات اقدس محال است ؛ چرا كه او از هر نقصى منزه و مستجمع جميع صفات كمال ، جمال و جلال است « 1 » . بنابراين انكار نسخ ، باعث مصونيّت قرآن از تحريف و مصونيّت نفوس مسلمانان از پستى و آلودگى مىگردد . پاسخ همهء پژوهشگران عالم ، اعم از مسلمان و غير آن ، به روشنى مىدانند كه نه مختار زعيم و رهبر اماميّه است و نه دانشمندان بزرگ تشيع ، نسبت جهل و خطا به ساحت اقدس خداوندى مىدهند ، شيعه مترقىترين و بالاترين درجهء توحيد را در حق خداوند متعال معتقد است . اين اشاعره و معتزله هستند كه يا قائل به تعدد ذات و صفات شده و يا معتقد به تعطيلى صفات ذات ربوبى گشتهاند ، اما شيعه به يگانگى ذات و صفات نظر داشته و او را علام الغيوب و . . . مىشناسد و بدين تفكر ناب برگرفته از خاندان پاك بيت نبوت افتخار مىنمايد و در بحث « بداء » اثبات كرديم كه بداء و نسخ به معناى صحيح آن هيچ كدام مستلزم جهل و يا خطا نمىباشد . و لكن « دكتر جبرى » هم چون اسلاف خويش به تهمت و افترا زدن بر بىگناهان ، عادت ديرينه دارد ، چيزى را به شيعه نسبت مىدهد كه ساحت قدس آنان از آن منزه و پاك
--> ( 1 ) عبد المتعال جبرى ، پيشين ، « لا نسخ . . . » ، ص 19 .