عزت الله مولايى نيا همدانى
305
نسخ در قرآن ( فارسى )
نه آنكه آن را از اعتبار و ارزش ساقط نمايد « 1 » . شبههء بيست سوم مىگويند « نسخ » يعنى باطل شدن معنا و حكم و بجا ماندن تلاوت و لفظ ، اگر وقوعش در يهوديت و مسيحيّت و اديان آسمانى پيشين - كه بر امم مخصوص تشريع شده بود و مدّت آنها منحصر به زمان مخصوص بود و با ظهور اسلام - كه دين جاويد و هميشگى و پاينده و ابدى است - عمر و امدشان به سر آمده - جايز باشد ، معلوم نيست كه وقوع آن در دين اسلام كه زنده و جاويد و دايمى است ، جايزه باشد ؛ چرا كه در جهت جاودانگى و پايندگى و پيوستگى آن ، هيچ اثر مثبتى ندارد بلكه با آن منافات نيز دارد ؛ زيرا لازمهاش آن است كه دست اصلاح جديدى بر سر آن كشيده شود و نياز به نسخهاى بعدى داشته باشد و اين بر خلاف عقل و دين و اجماع امّت
--> ( 1 ) مرحوم هبة الدين شهرستانى ، در تضعيف قول به نسخ ، در قرآن ، مىگويد : تفاوت نسخ و تحريف ، با آيهء « حفظ » سازگارى ندارد از فرض آنها تكذيب اين آيه لازم مىآيد ؛ چرا كه هر يك از نسخ و تحريف ، لازمهاش از بين رفتن جوهر لفظ و زايل شدن اعتماد و وثوق مردم ، بدان خواهد بود . و آنگاه ارجاع مىدهد به مطالعهء كتاب ديگرش : « القرآن إمام الكل » ، و سپس از اينكه برخى از دانشمندان مانند : سيوطى ، بحث تحريف را ذيل مباحث « نسخ » ذكر كردهاند نتيجه مىگيرد كه پس « نسخ » و تحريف طبعا بر جوهر وحى و وثوق به قرآن و حجّت عامه بودن آن لطمه مىزنند . يعنى هر كس ، قائل به وجود آيات منسوخه در قرآن باشد قايل به وجود آيات تحريف شده ، در آن هم مىباشد . و خوانندهء گرامى خود دقت مىنمايد كه قياس نسخ به تحريف و هر دو را يكى دانستن ، شايد براى اولين بار از مرحوم شهرستانى بروز كرده باشد و تاكنون از هيچ پژوهشگرى ، ما چنين حرف بىربطى مشاهده نكردهايم ، اصلا چه وجه مشتركى ميان آن دو وجود دارد كه ما به « نسخ » نيز حكم تحريف بار كنيم ، تحريف عقلا و عملا امكانناپذير است . چون از حيطهء قدرت بشرى خارج است . اما « نسخ » را در خود قرآن كريم ، خود خداوند عالم بيان فرموده و رسول صادق الوعد - صلّى اللّه عليه و آله - آن را امضا كرده و تعيين مورد كرده و اجماع قاطع امّت محمّد - صلّى اللّه عليه و آله - بر آن قائم بوده و در احاديث ائمه دين بويژه امير المؤمنين - عليه السّلام - بدان تصريح شده و صدها كتاب و مقاله از سوى پژوهشگران اسلامى ، در مورد آن سامان يافته و فقهاى اسلامى ، بر مبناى آن فتواى دادهاند ، پس بنابراين ، بايد بگوييم همهء دانشمندان انديشهور عالم اسلامى قائل به تحريف قرآنند ، جز مرحوم شهرستانى و همفكرانش ! ! !