عزت الله مولايى نيا همدانى

272

نسخ در قرآن ( فارسى )

پاسخ شيخ مفيد آنگاه با عنايت به نقش سرنوشت ساز عنصر زمان در تشريع احكام ، پاسخ علمى با ارزشى را از آن اشكال ارائه مىنمايد . [ اگر چه اين اشكال هم به عبارت ديگر همان اشكال اوّل است كه با انگشت گذاشتن بر روى حسن و قبح ذاتى و مصلحت به شكل ديگرى مطرح ساخته‌اند « 1 » . ] و آن اين كه : واقعيت امر غير از آن است كه ايشان ( مستشكل ) پنداشته است ؛ زيرا « حسن زيبا » و « قبيح زشت » تنها دو صفت و ويژگى براى افعال ( بندگان خداوند ) مىباشند ، پس افعالى كه زمان آنها سپرى گشته و متعلق « حظر و نهى » قرار گرفته‌اند ، قبيح و زشت و افعالى كه در گذشته متعلق امر و اباحه قرار گرفته‌اند ، حسن و زيبا مىباشند . و اگر بر هر فعلى و بر هر رفتار و كردارى در آيندهء زمان ، حظر و نهى تعلق بگيرد قبيح و بر هر فعلى و كردار و رفتارى امر تعلق گيرد حسن خواهد بود . با آنكه اين افعال ( متعلق حظر و نهى در آيندهء زمان ) روزى در گذشته حسن و زيبا بوده و ( متعلق اوامر در آينده زمان ) يك روزى در گذشته از حيث ماهيت قبيح و زشت بوده است و مىبينيم از اين تغيير و دگرگونى عناوين احكام نسبت به اين دو زمان ( گذشته و آينده ) هيچ محظورى پيش نمىآيد و از مقولهء تقبيح حسن و يا تحسين قبيح نخواهد بود ؛ چرا كه : « زمان گذشته غير از زمان آينده مىباشد » [ زمان دو حكم ، دوتا است و در دو ظرف زمان ، دو حكم متناقض ، صادر شده است ، نه در يك زمان و آن واحده كه محظور جمع المتناقضين مطرح گردد و بديهى است كه در تناقض « نه » وحدت شرط است كه با فقدان هر يك از وحدتها تناقض محقّق نخواهد بود ] . چرا در مواردى « تقبيح حسن زشت

--> آسمانى بجز ابو مسلم و ابن جنيد ، پژوهشگر ديگرى را از اهل قبله سراغ نداريم ، بنابراين ، اين شبهه بايد از آن ابو مسلم باشد كه از يهود گرفته و بدان صبغه كلامى داده و از زبان مكتب اعتزال كه بر حسن و قبح اشياء باور دارند مطرح كرده است . ( 1 ) زيرا پايه و اساس همهء اشكالها و شبهات حول نسخ ، همان جهل شارع به امور و پوچى تشريع و خلاف حكمت بودن آن و يا نقص شارع حكيم ، دور مىزند .