عزت الله مولايى نيا همدانى
273
نسخ در قرآن ( فارسى )
گردانيدن چيزى كه ذاتا زيباست » و به طور كلى ، تقبيح افعال به راستى قبيح و زشت مىباشد . ( و نمىتوان آن را به ذات اقدس ربوبى نسبت داد ) كه دليل عقلى نه بر قبح آنها داشته باشيم و نه بر حسن آنها . چون علم داريم و مىدانيم اساسا « اباحه » چنين افعالى موجب ، فساد نمىگردد و از طرف ديگر هم ، علم داريم كه حظر و نهى چنين افعالى هم قبيح است ، چرا كه از تحريم آنها فساد نشأت مىگيرد . بنابراين ، در واقع ، اين احوال بندگان است كه موضوع تحوّل و دگرگونى قرار گرفته و تغيير مىيابند و با تغيير احوال مكلّفين است كه در زمانى « اباحه فعلى » زيبا و نيكو مىگردد ، همان فعلى كه نوعش براى مكلّفين در زمانى ويژه ، محظور داشت و مورد نهى و حظر قرار گرفته بود . و نيز همين دگرگونى و تغيير و تحوّل در احوال مكلفين است كه گهگاهى در گذشته زمان براى مكلفين كاملا بدون محظور بوده و مطلوب خداوندى و هم اينك منهى عنه قرار گرفته و بندگان از آن منع شدهاند . و از طرف شارع حكيم و آگاه به همهء تغييرات و تغيّرات و دگرگونيهاى اوضاع و احوال فردى ، اجتماعى ، اقتصادى و . . . عباد خويش ، اجتناب از آنها و ترك آنها مطلوب و شكوهمند جلوه مىكند ، از اينجا روشن مىگردد كه شيخ مفيد كه نابغه زمان خود است ، عنصر زمان را در ملاكات و مناطات احكام دخيل و قابل اعتبار مىداند . [ و با مناط قرار دادن زمان حكم معظله منكران را مبنى بر « تحسين قبيح و به عكس » فيصله مىدهد ] . بر مبناى فكرى شيخ مفيد ( عدليّه ) « 1 » اساسا نسخ مبنى بر اين است كه خداوند متعال ، مصلحت بندگان خويش را ( وقت ما زمانى ويژه ) در نوعى از افعالشان مىداند ، پس در چنين زمان ( وقت ما ) ، آنها را به انجام چنين كارى امر مىنمايد . همينطور مفسده و ضرر « عباد اللّه » را در همين نوع و در ماهيّت همين افعال مىداند ، لكن باز در « وقت ما ، زمان ويژهء ديگرى » ، پس در چنين وقت مخصوص و زمان ويژهاى هم طبيعى است كه آنها را نهى كرده و از انجام چنين كارهايى باز دارد ؟ !
--> ( 1 ) ر . ك : شيخ مفيد ، اوائل المقالات ، پيشين ، ص 93 ، در مورد عدليّه .