عزت الله مولايى نيا همدانى

232

نسخ در قرآن ( فارسى )

مقتدر عباسى كارگزار در ولايت اصفهان و فارس بوده است . ابو الحسين رهنى و اما شخصيت دوم يكى از چهره‌هاى علمى شيعه و از اهالى كرمان زمين بوده و داراى تأليفات فراوان در رشته گونه‌گون اسلامى است ، عالمان رجال نوشته‌هاى وى را ، تا حدود پانصد كتاب يادداشت كرده‌اند « 1 » . اين شخصيت بزرگ در اواخر نيمه قرن سوم دوم و نيمه اول قرن چهارم زندگى مىكرده . در ميان پژوهشگران اسلامى مقامى ارجمند داشته است . اما او را به دليل محبت و علاقه وافر افراطى كه بر خاندان وحى داشته است ، با مهر « غلو » از كاروان نور جدا كرده و چهره‌اش بر اثر بىمهرى رجال بزرگ شيعه همچون ، كشى ، نجاشى ، طوسى ، . . . براى آيندگان مغشوش و مشوش گشته است . كه البته مسئله قابل مطالعه مىباشد ؛ زيرا جريان « غلوگرى » يك امر مهم و يكى از مسائل بسيار مهم تاريخ تشيّع است . بويژه اگر جوّ كلامى آميخته بر مسائل سياسى ، فرهنگى آن روز را در نظر بگيريم كه شيعه كاملا در تقيّه بوده و با بىمهرى و كشتار و ستمگرى دستگاه حاكمان بىرحم و بىدين عباسى روبه‌رو بوده است . و از طرف ديگر چون امكان آن مىرفت - كه عده‌اى از سوى دستگاه خلافت براى رسوا كردن شيعه و شخصيت پاك آن ، مأمور گشته و با انجام كارهاى خلاف اسلام خود را به اين مكتب ناب محمدى - نسبت دهد و در نتيجه از اين رهگذر مذهب حياتبخش شيعه را در انظار ملكوك جلوه دهد تا از گرايش مردم بدان جلوگيرى شود . - از اين رو مرزبانان بزرگ شيعه بر آن بودند كه هر كس بر خلاف مشى و اسلوب ، مورد قبول ائمه دين - صلوات اللّه عليهم - قدم بردارد ، در برابر او

--> ( 1 ) ر . ك : به محمد حسين طوسى ، شيخ الطائفه ، اختيار معرفة الرجال ( رجال كشّى ، نوبت و تاريخ چاپ ندارد ، قم : انتشارات حسن مصطفوى ، ص 235 ) . و نجاشى ، پيشين ، ص 384 ، رقم 1044 . سيد ابو القاسم خويى پيشين : ( رجال ) ترجمه محمد بن بحر رهنى .