عزت الله مولايى نيا همدانى

211

نسخ در قرآن ( فارسى )

البته پرواضح است ، شبه‌هايى كه دشمنان اسلام اهل كتاب و مستشرقان مزدور و بيگانه‌زدگان مسلمان در فراراه احكام مترقى اسلامى ايجاد كرده و هر روز به يك بهانه‌اى پوچ ، موجى را به وجود مىآورند و از اين رهگذر اذهان پاك مسلمانان را دچار ترديد مىنمايد ، به هيچ وجه جنبهء علميت و دليليّت ندارد ، بلكه صرف شبهه بوده و موجى است در سر راه رهروان پاك اسلام و گر نه همهء اين شبهه‌ها و كجرويها پاسخ دندانشكن دارد و انديشمندان غيور اسلامى از شيعه و سنى در كتابهاى بسيارى بدانها پاسخ كافى و قطعى داده و هر گونه شك و ريبى را از آيينهء دل آنان مىزدايند ، به هر حال ، چون موضوع نوشتار حاضر « نقد نظريهء انكار نسخ در قرآن كريم » است ، از اين رو ، جهت اختصار از پرداختن به طرح شبهات اهل كتاب و مستشرقان و نقد ديدگاه پليدشان صرف‌نظر نموده و خوانندگان محترم را به كتابهايى كه اين موضوع را با روشهاى عالمانه و استدلالهاى دقيق و حكيمانه و با خردمندى و ژرف‌نگرى ويژهء خود ، مورد بحث و بررسى نقادانه قرار داده‌اند ، احاله نموده است « 1 » .

--> ( 1 ) ر . ك : آيت اللّه سيد ابو القاسم خوئى ( ره ) ، پيشين ، صص 279 - 284 . و سيد محمد باقر حكيم ، پيشين ، صص 158 - 161 . علامهء فقيد مرحوم سيد على فانى اصفهانى ، پيشين ، صص 166 - 174 . شعبان محمد اسماعيل ، پيشين ، صص 23 - 65 . كتاب وى در همين رابطه نگارش يافته است و مؤلف محترم ژرف‌نگرانه‌ترين نقادى را در مورد شبهات اهل كتاب دارد . على حسن العريض ، پيشين ، صص 143 - 190 اين محقق ژرف‌نگر نيز در سه مرحلهء جداگانه شبهات يهود ، نصارى ، متشرقان را طرح كرده و پاسخ استدلالى ارجمندى داده است . و نيز ر . ك : مصطفى زيد ، پيشين ، ج 1 ، صص 27 - 49 ، فقره 18 - 55 . دكتر مصطفى زيد ، مححقانه‌ترين تحليلهاى علمى را در نقد نظريهء اهل كتاب ارائه كرده و ديگران در اين زمينه خوشه‌چين خرمن وى مىباشند . ما با توجه به جوانب گوناگون مسأله و حساسيت آن و محدودهء بحث رساله ، گزيدهء گفتار محققانه علامه فانى را در اين فرصت كوتاه مىآوريم كه رعايت طرفين قضيه را نموده باشيم ، علامهء فانى با عبارات كوتاه و استدلالى بس ارجمند و قوى به شبهات مطرح شده از سوى يهود ، نصارى پاسخ عالمانهء دقيق و ارجمندى داده و جايى براى حرف ديگرى نمىگذارد كه خلاصهء آن از نظرتان مىگذرد : الف - اگر نسخ اديان سلف توسط دين بعدى محال باشد ، بايد دين موسى ( ع ) نامشروع و بدعت و باطل باشد ؛ چرا كه پيش از آن اديان آسمانى بوده مانند دين ابراهيم ( ع ) و . . . و فرض آن است كه دين موسى آنها را نسخ كرده است . ب - چگونه دين يهود جاويدان و ابدى است با آنكه در تورات و انجيل حتى تورات و اناجيل