عزت الله مولايى نيا همدانى
212
نسخ در قرآن ( فارسى )
--> تحريف شده ، بشارتهايى از آمدن رسول خاتم ( ص ) داده شده است ؟ ج - اديان آسمانى به طور كلى ، در اصول و پايههاى خود ، عين هم بوده و مكمل يكديگرند ، يعنى هر دين بعدى مكمل دين سابق است ، همانند مراتب تربيت كودكان كه هر سال ، يك كلاس بالا مىروند و كلاسهاى بعدى پيوسته مكمل كلاسهاى قبلى مىباشد . و قرآن كريم در آيات سوم از سورهء بينه و آيهء سيزده از سوره ، شورى و آيهء پنجم از سورهء بينه و آيهء 135 و 285 از سورهء بقره ، بر اين مطلب حياتى اديان و موحدان عالم ، تصريح فرموده است [ در اين زمينه ، ( بشارات عهدين ) ، كتابهاى زيادى نيز نوشته شده است از جمله : دكتر محمد صادقى تهرانى و دكتر احمد حجازى سقا و . . . ] د - برخى از احكام ، چون وجوب اعتقاد به معارف حقهء الهى و وجوب عدالت و حرمت ظلم و ملاكهاى كلى اخلاقى و فضايل انسان و . . . قابل نسخ نيستند و تنها برخى از احكام فرعى بر حسب مقتضيات زمان ( و ساير شرايط ) نسخ مىگردد و گر نه همهء اديان آسمانى در توحيد ، نبوت ، معاد ، امامت ، و . . . با هم مشترك مىباشند . ه - نسخ شريعتى توسط شريعت آسمانى جديد تا تكامل نهايى و آمدن شريعت موعود كه خاتم اديان و پايانبخش اديان و وحى و رسالت مىباشد ، يك امر بديهى است و انكار چند نفر از يهود و نصارى ( حتى اگر همهء اهل عالم منكر آن باشند ضررى به آن نمىزند ) را كتابهاى تحريف يافته تورات و انجيل نيز تكذيب مىنمايد . و - و در پاسخ اشكال اول اهل كتاب كه مىگويند : اگر چيزى محبوب خداوند است كه بدان دستور مىدهد و اگر مبغوض اوست كه قطعا از آن نهى مىفرمايد ، بنابراين نهى از واجب و يا امر به منهى عنه امكان عقلى ندارد و پذيرش نسخ به طور حتم مستلزم يكى از دو امر است . مىگويد : امورى كه در تمامى ادوار ، براى همگان ، در همهء حالات حسن و يا قبيح هستند ، چون : حسن توحيد و قبح شرك كه نسخ هرگز در آنها راهى ندارد و اما امورى كه بر حسب شرايط ، از جمله اقتضاهاى زمان ، متفاوتند و ورود نسخ در قلمرو آنها ، نه تنها مانعى ندارد ، بلكه گاهى لازم و واجب نيز مىباشد ، زيرا بر خداوند حكيم دانا قبيح است ، دستور به امرى كه فاقد هر گونه مصلحت است ، بدهد ، چون با تغيير شرايط و زمان و . . ، مصلحت و ملاك حكم نيز گاهى عوض مىگردد ، بايد بر اساس آن ، قانون نيز دگرگون گردد و اين همان نسخ است . در پاسخ اشكال دوم اهل كتاب كه مىگويند : نسخ در شرايع مستلزم بداست و بداء در حق ذات اقدس ربوبى محال عقلى است ؛ چرا كه لازمهء آن يا جهل است يا تحصيل حاصل و لغويت و هر دو در حق خداوند حكيم محال است ؛ چون در بحث بداء به صورت بسيار گسترده سخن گفتيم و ديگر اينجا آن را تكرار نمىكنيم . باز در زمينهء شبهات اهل كتاب بنگريد به محمد عبد العظيم زرقانى ، پيشين ، ج 2 ، صص 186 - 194 . وى پس از پاسخ دادن به شبهات منكران ، ادلهء جواز « نسخ » را به تفصيل بيان مىكند . و همچنين ر . ك : ابن الجوزى ، پيشين ، صص 104 - 108 . على حجتى كرمانى ، پيشين ، صص 12 - 134 و ر . ك : به محمد حمزه ، پيشين ، صص 69 - 92 . در خاتمه بايد بگوييم ، با توجه به دلايل عقلى و نقلى و مستندات تاريخى مورد قبول اهل كتاب ، و با عنايت به آيات تحدى قرآن كريم ، خاتم الكتب كه مهيمن بر همه كتابهاى آسمانى است ، بر همه عقلاى عالم