عزت الله مولايى نيا همدانى
205
نسخ در قرآن ( فارسى )
با توجه به مطالب بالا ، در پديدهء مهم « نسخ » جاى هيچ گونه ترديدى نيست ، نه عقلا و نه وقوعا و شرعا ، بلكه دلايل گوناگون عقلى و شرعى آن را تأييد كرده و بر وقوع آن تأكيد مىنمايد . پديدهء نسخ در يك نگاه كلى و انظار گوناگون 2 - انكار پديدهء « نسخ » ، از نظر عقل و نقل از سوى اهل كتاب و گروهى از مسلمانان با وجود اينكه دلايل قاطع انكارناپذير عقلى و نقلى بر جواز و وقوع نسخ در حوزهء شرايع آسمانى ، وجود دارد و هر انديشمند منصفى را وادار به تسليم و پذيرش بىچون و چراى آن مىنمايد ، باز گروهى از اهل كتاب ( يهود و نصارى ) وقوع عقلى و نقلى هرگونه نسخى را در سطح شرايع ، انكار كرده و بر جاودانگى دين خود اصرار مىورزند . و گروهكى نيز از ميان پژوهشگران اسلامى ، با تأثر از عوامل درونى و برونى ، پديدهء مهم « نسخ » را در حوزهء اسلام و يا در قلمرو آيات قرآن كريم ، به شدّت مورد انكار قرار داده و بر ديدگاه خويش ، اصرار ورزيده و بر نظريهپردازان جواز وقوع نسخ در اسلام و قرآن ، بىباكانه تاخته و آنها را آماج انواع نكوهشها و بىدقتىها و بىتقوايى قرار داده و متهم مىنمايند . در يك تقسيم كلى مىتوان مثبتين و منكرين « نسخ » را به گروههايى تقسيم كرد : الف - گروه اوّل : پديدهء نسخ را از منظر عقل سليم جايز شمرده و وقوع آن را در سطح شرايع آسمانى ، حتى در حوزهء قوانين يك شريعت از جمله شريعت مقدس رسول گرامى اسلام تأييد كرده ، بلكه آن را از لوازم يك شريعت مترقى و پيشرو مىدانند . اين همان نظريهء همه مسلمانان عالم در ادوار گوناگون اسلامى تا به امروز است ، جز گروه اندكى از پژوهشگران مسلمان كه در قرن سوم و چهارم براى نخستين بار رخ نموده و سپس در قرن اخير ، طرفدارانى چند پيدا كرده است . ب - گروه دوّم : وقوع هرگونه نسخى را از منظر عقل روا دانسته و وقوع آن را در