عزت الله مولايى نيا همدانى

137

نسخ در قرآن ( فارسى )

وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذىً فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِي الْمَحِيضِ . . . حَتَّى يَطْهُرْنَ فَإِذا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ . . . « 1 » كه قسمت قيد حَتَّى يَطْهُرْنَ فَإِذا تَطَهَّرْنَ . . . نمىتواند « ناسخ » صدر آيه گردد . ج - « منسوخ » موقّت به وقتى نباشد « 2 » ، چنانچه در انقضاى وقت ، ارتفاع حكم نيز بيايد . و به همين جهت افطار ، « ناسخ » صوم نيست ، بنابراين ، اگر غايت حكم معلوم بود مانند آيهء محيض و يا آيهء ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيامَ إِلَى اللَّيْلِ « 3 » اطلاق نسخ بر آن صحيح نيست « 4 » . علاوه بر شروطى كه بدانها اشاره نموديم ، دانشمندان مسلمان ضوابط و شرايط ديگرى را نيز ذكر كرده‌اند ، نظير اينكه : « ناسخ قرآن » حتما بايد خود « قرآن » باشد و « نسخ » بايد مشتمل بر « بدل » باشد و « ناسخ » بايد مشعر بر پايان دادن زمان حكم « منسوخ » باشد و نسخ احكام شريعت ، فقط با « يقين » امكان‌پذير است و شروط بسيار ديگرى كه ما بر برخى از آنها به صورت فشرده اشاره مىنماييم « 5 » .

--> ( 1 ) ( بقره ، 222 ) : « از تو در باره عادت ماهانه [ زنان ] مىپرسند ، بگو : آن يك نوع رنجى است . پس هنگام حيض ، از [ آميزش با ] زنان بپرهيزيد و به آنان نزديك نشويد تا آنگاه كه پاك گردند ، پس چون پاك شدند ، از همانجا كه خدا به شما فرمان داده است با آنان آميزش نماييد » . ( 2 ) برخى از پژوهشگران قرآنى ، عدم نصّ بر مؤبد بودن حكم « منسوخ » را نيز شرط كرده‌اند . ( 3 ) ( بقره ، 186 ) . ( 4 ) شيخ الطائفه طوسى ، عدة الاصول ، ج 2 ، نوبت ( 1318 ه . ق ) چاپ بمبئ ، مطبعة پرساد ، چاپ سنگى ، ص 28 . و نيز ر . ك : سيد على كمالى دزفولى ، شناخت قرآن ، چاپ اول ، تهران : انتشارات فجر ، ( 1364 ه . ش ) ، ص 272 . ( 5 ) از جمله ر . ك : محمد بن محمد بن النعمان ، مفيد ، معروف به شيخ مفيد ، اوائل المقالات فى المذاهب و المختارات ، تحقيق : مهدى محقق ، چاپ اول ، ه . ش ، تهران : انتشارات مؤسسهء مطالعات اسلامى ، ( 1372 ه . ش ) ، ص 58 . و ابن المتوج ، ( شرح قارى ، ترجمه محمد جعفر اسلامى ، پيشين ، ص 10 و عبد العظيم زرقانى ، پيشين ، ج 2 ، ص 196 و مصطفى زيد ، پيشين ، ج 1 ، صص 166 - 220 ، فقره 248 - 313 . وى بيشترين بررسيها را بسيار عالمانه در اين رابطه انجام داده و گفتار اغلب پژوهشگران اهل سنت را تا عصر خويش بيان كرده و با ديد نقادانه بر آنها داورى نموده است . و نيز ر . ك : دكتر غازى عنايت ، هدى القرآن في علوم القرآن ، ج 2 ، چاپ اول ، بيروت : عالم الكتب ، ( 1416 ه . ق ) ، صص 111 - 118 . وى براى دليل ناسخ ، سه شرط بيان كرده : الف - شرعى بودن ( قرآن و يا سنّت قطعيه ، متواتره ) نه عقلى و نه اجماع ، ب - متواتر بودن ، چه قرآن و