عزت الله مولايى نيا همدانى

133

نسخ در قرآن ( فارسى )

از مؤنان با هم جنگيدند ، ميان آنها را اصلاح دهيد ، و اگر [ باز ] يكى از آن دو بر ديگرى تعدى كرد ، با آن كارزار كنيد تا به فرمان خدا تن در دهد و باز گردد . . . ) بازگشت به حكم خدا ، تسليم به امر الهى و دست شستن از « بغى » هماره فرجام حكم است ؛ اما در مثل آيهء أَوْ يَجْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبِيلًا « 1 » حين فرويش بيان جديد ، عنوان نسخ صدق مىنمايد ؟ چرا كه اشاره رمزى بر تحديد حكم و تعليق آن بر بيان جديد با استمرار آن منافاتى ندارد « 2 » . بنابر اين حكم اول « منسوخ » نبايد موقت به وقت و محدود به زمان خاصى باشد چرا كه حكم ناپايدار بلافاصله پس از فرجام يافتن آمد آن ، از اعتبار ساقط مىگردد و نيازى به « نسخ » آن نيست « 3 » . د - حكم تشريعى باشد حكم تشريعى و نه گزارش از واقعه‌ها ( اوامر و نواهى نه اخبار صرف ) « نسخ » تنها در قلمرو احكام تشريعى ، امكان‌پذير است و در جريان سرد حوادث تاريخى و بازگو نمودن اخبار اقوام كهن ، « نسخ » راهى ندارد ، چرا كه اخبار از واقع ، قابليت ديگر سانى و دگرگونى ندارد . بنابر اين ، آنچه را كه برخى از دانش‌پژوهان عامّه ، بدون تحقيق ، در مورد آيات اخبارى اظهار داشته‌اند ، نمىتواند درست و قابل پذيرش باشد مانند : آيهء ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ قَلِيلٌ مِنَ الْآخِرِينَ « 4 » چنين پنداشته‌اند كه توسط آيهء ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ ثُلَّةٌ مِنَ الْآخِرِينَ « 5 » « نسخ » گرديده است « 6 » ؛ چرا كه اولا هيچ تنافى

--> ( 1 ) نساء : 15 . ( 2 ) ر . ك : محمد هادى معرفت ، همان ، ج 2 ، ص 280 . ( 3 ) ر . ك : محمد محسن سالم ، في رحاب القرآن الكريم ، ج 2 ، چاپ اول مصر ، قاهره : مكتبة الكليات الازهرية ( 1402 ه . ق ) ص 220 و محمد هادى معرفت ، همان . ( 4 ) الواقعة ، 39 - 40 ( دسته‌اى از امتهاى كهن و دسته‌اى از امتهاى بعدى ) . ( 5 ) الواقعة ، 13 و 14 « گروهى از امتهاى پيشين و اندكى از امم متاخر » . ( 6 ) ر . ك : هبة اللّه بن عبد الرحيم المعروف بابن البازى ( ت 738 ه . ق ) ناسخ القرآن العزيز ، تحقيق : حاتم صالح الضامن ، ( نوبت چهارم - بيروت ، مؤسسه الرسالة ( 1408 ه . ق ) ، ص 52 . و نيز