عزت الله مولايى نيا همدانى

117

نسخ در قرآن ( فارسى )

انتهاى امد و زمان حكم و پايان عمر آن مىباشد » . اين تعريف را علامهء طباطبائى - رضوان اللّه عليه - در موارد متعدد از تفسير بىبديل خويش « الميزان » و كتاب « قرآن در اسلام » به دست داده است ، گر چه اين تعريف همان تعريف « مدرسة بيان » است و لكن علامه در توضيح مطالب خود ، همهء اشكالات را پاسخ داده و با « مدرسة رفع » همسويى مىنمايد . از اين رو در توضيح تعريف خود مىگويد : « 1 » منظور ما اين نيست كه بگوييم « نسخ » باعث مىشود كه خود آيهء نسخ شده ؛ به كلى از عالم هستى نابود گردد ، بلكه مراد اين است كه زمان حكم آن به پايان رسيده است ، چون به وضعى وابسته است كه با « نسخ » آن صفت از بين مىرود . به نظر مىرسد كه مرحوم « علامه » در اين بخش از سخن ، افزون بر تعريف « نسخ » دو قسم « 2 » از « نسخ » را كه بسيارى از پژوهشگران سنى ، باور دارند نيز ردّ كرده و از دامن قرآن كريم هر گونه تحريف را مىزدايد . وى در جاى ديگر ، شبيه عبارت قبل ، « نسخ » را به تعريف كشيده و مىگويد : « در ميان آيات احكام قرآن ، آياتى وجود دارد كه پس از فرويش ، جاى حكم آياتى را كه در پيش نازل شده و مورد عمل بوده‌اند را گرفته و به زمان اعتبار حكم پيشين خاتمه مىدهد . آيات قبلى « منسوخ » و آيات بعدى كه در حكم خود حكومت بر آنها دارند « ناسخ » ناميده مىشوند . « 3 » و سپس جهت اصالت بخشيدن به گفتهء خويش ، به آياتى از جمله آيه‌هاى صفح ، قتال و . . . استدلال مىنمايد . علّامهء طباطبائى - رضى اللّه عنه - در تأكيد بر اينكه نسخ در قرآن مجيد ، همان « بيان انتهاى زمان اعتبار حكم منسوخ است » به شبهات منكران « نسخ » و ادعاى

--> جامعهء مدرسين ، ص 48 . و خضير جعفر تفسير القرآن بالقرآن عند العلامة الطباطبائى چاپ اول ( 1411 ه . ق ) قم : دار القرآن الكريم ، ص 238 . ( 1 ) سيد محمد حسين طباطبائى ، پيشين ، ج 1 ، ص 250 ، خضير جعفر ، همان . ( 2 ) ( نسخ حكم و تلاوت ، و نسخ تلاوت بدون حكم ) . ( 3 ) ر . ك : علامهء طباطبائى ، قرآن در اسلام ، همان .