عزت الله مولايى نيا همدانى

110

نسخ در قرآن ( فارسى )

الدال على إرتفاع الحكم الثابت بالخطاب المتقدّم على وجه لولاه لكان ثابتا به مع تراخيه عنه ؛ نسخ عبارت است از خطابى كه بر رفع حكم پيشين ثابت قطعى دلالت نمايد ، به طورى كه اگر خطاب دوم نبود ، بر استمرار و دوام خودش استوار مىماند ، مشروط بر آنكه ناسخ پس از صدور و ثبوت منسوخ صادر شده باشد » . 2 - « النسخ ، عبارة عن الخطاب المبيّن لمدّة حكم الخطاب الاول ، مع ثبوت الاول قطعا و تراخيه عنه « 1 » ؛ « نسخ ، آن خطابى است كه مدت حكم خطاب اول را بيان مىكند ، مشروط بر اينكه ثبوت خطاب نخستين از طرف شارع قطعى بوده و خطاب دوم پس از آن صادر شده باشد » . تعريف منسوب به باقلانى در حقيقت ، تعريف ناسخ است نه « نسخ » « 2 » .

--> بيروت - لبنان ، دار الكتب العلمية ، 1416 ( ه . ق ) ، ص 7 . ( 1 ) و شهاب الدين قرافى ، ( ت 684 ه . ق ) « نسخ » را به گزارش از فخر رازى ( ت 606 ه . ق ) چنين تعريف نموده است : « ناسخ در اصطلاح دانشمندان عبارت است از طريق شرعى آن حكمى كه از طريق شرعى قبلا ثابت شده بود ، ديگر وجود ندارد ، مشروط بر اينكه طريق شرعى دوم ( ناسخ ) پس از طريق شرعى اول ( منسوخ ) صادر شده باشد ، به طورى كه اگر ناسخ نبود ، منسوخ بر استمرار خودش استوار مىبود » . ( مصطفى زيد ، پيشين ، ج 1 ، ص 89 ، فقره 125 . به گزارش از تنقيح الفصول ج 2 ، ص 108 ، شهاب الدين قرافى ) . ( 2 ) از رازى به بعد چون متوجه اين اشكال شده‌اند ، از اين رو از آغاز ، همان « ناسخ » را به تعريف كشيده‌اند ، نه « نسخ » را و بسيارى از انديشمندان شيعه نيز به جاى « نسخ » همان « ناسخ » را به تعريف كشيده‌اند ؛ مانند ، شيخ الطائفه محمد بن حسن طوسى ميداندار عرصه‌هاى دانشهاى قرآن و اسلام ، مؤلف تفسير گرانسنگ « تبيان » چرا كه او مىگويد : « اما الناسخ فهو كل دليل شرعى دلّ على أن مثل الحكم الثابت بالنص الاول ، غير ثابت فيما بعد على وجه لولاه لكان ثابتا بالنص الاول مع تراخيه عنه ، هر آن دليل شرعىاى كه دلالت كند بر اينكه مثل حكم ثابت به نصّ اولى ، در آينده ديگر وجود ندارد ، به طورى كه اگر نص دومى نبود به دليل نصّ اولى استوار مىبود و ديگر اينكه دليل دوم پس از حكم اول صادر شده باشد » . ر . ك : شيخ الطائفه طوسى ، التبيان فى تفسير القرآن ، ج 1 ، نوبت اول ، قم - دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزهء علميه ( 1413 ه . ق ) ، ص 284 . لازم به ذكر است كه شيخ طوسى فقط ناسخ را تعريف كرده است نه نسخ را . وى در سال ( 460 ) در نجف اشرف به جوار رحمت حق پيوست . و شيخ طبرسى نيز در مجمع البيان ، عينا عبارت شيخ الطائفه را تقليد كرده و « نسخ » را در لغت و اصطلاح به همان انديشهء شيخ طوسى به تصوير كشيده است ، ر . ك : امين الاسلام طبرسى ، مجمع البيان ، ج 1 ، نوبت اول ، ( 1415 ه . ق ) بيروت - مؤسسه مطبوعاتى اعلمى ، ص 338 . ولى شيخ طبرسى همان تعريف شيخ را به عنوان حدّ « نسخ » قرار داده است . سيد مرتضى علم الهدى ،