عزت الله مولايى نيا همدانى
109
نسخ در قرآن ( فارسى )
نموده و دوران آمدى « 1 » و امام غزّالى « 2 » و ابن عقيل « 3 » و ابو بكر محمد بن موسى حازمى همدانى « 4 » و فخر الدين رازى « 5 » و . . . » فرا مىگيرد . بدينسان باقلانى « مدرسة خطاب » را تأسيس كرده و ديگران به پيروى از وى راه وى ، را تا قرن هشتم ادامه دادهاند . البته تعريفى كه به وى نسبت مىدهند در كتابهاى وى ظاهرا هم اكنون وجود ندارد بلكه ديگر پژوهشگران اصولى و قرآنى آن را به وى نسبت دادهاند چرا كه هيچيك از كتابهاى اصولى وى در دسترس نيست . حازمى در كتاب خود مىگويد : تمامى متاخّرين بر تعريف قاضى [ باقلانى ] « 6 » اتفاق آراء يافتهاند كه « أنّه الخطاب
--> ( 1 ) سيف الدين آمدى صاحب كتاب « الإحكام فى اصول الاحكام ، در سال ( 631 ه . ق ) درگذشت . ( 2 ) امام محمد غزالى صاحب « إحياء العلوم » ، و المستصفى فى الاصول از نوابغ بزرگ عامّه كه در سال ( 505 ه . ق ) وفات يافت . ( 3 ) ابن عقيل از دانشمندان قرن ششم بوده ولى نوشتهاى از وى در دست نيست و نظرياتش در كتب ديگران گزارش شده است . وى در سال ( 515 ه . ق ) وفات كرد . ( 4 ) الامام الحافظ ابو بكر محمد بن موسى حازمى همدانى ، درگذشته به سال ( 584 ) صاحب كتاب « الاعتبار فى الناسخ و المنسوخ من الآثار » و از بزرگان همدان بوده است . كتاب وى در سال ( 1416 ه - 1996 م ) در بيروت ، دار الكتب العلمية به كوشش « شيخ زكريا عميرات » براى اولين بار چاپ شد ولى محقق كتاب سرمايهگذارى زيادى روى آن ننموده ، بدون مقدمه و فهارس كلى ، چاپ نموده است . ( 5 ) فخر الدين محمد بن عمر بن حسين القرشى الشافعى ، الطبرستانى الأصل الرازى ، صاحب تأليفات بسيار عديده مفيد از جمله « التفسير الكبير » و « المحصول » در علم اصول الفقه . وى داراى 84 تأليف بوده و در سال ( 606 ه . ق ) وفات يافت . ( 6 ) حازمى در « الاعتبار » و آمدى در « الإحكام » و قرافى در « تنقيح الفصول » و « مرداوى » در « تحرير المنقول » ، اين تعريف را آورده و نقد و بررسى نمودهاند . و مرداوى پس از نقد و بررسى ، آن را بعد از باقلانى به امام محمد غزالى و ابن عقيل نيز منسوب ساخته است . و غزالى در كتاب « المستصفى » تعريفى را مطرح كرده ، ولى به باقلانى منتسب ننموده است . و سپس اشكالات وارد بر آن را مطرح نموده و پاسخ گفته است . و ابن حاجب نيز در شرح مختصرش پس از نقد و بررسى آن را به غزالى نسبت داده است ، ولى امام الحرمين جوينى ، تعريف ديگرى را به باقلانى نسبت داده كه « هو رفع الحكم بعد ثبوته » و آنگاه مورد نقدش قرار داده است . مصطفى زيد ، پيشين ، ج 1 ، صص 87 - 88 . و حازمى نيز اين تعريف را بر قائل مجهولى نسبت داده و پس از آن تعريف فوق را به باقلانى نسبت داده است . ر . ك : ابو بكر حازمى همدانى ، ( ت 584 ه . ق ) ، الاعتبار ، چاپ اول ،