عزت الله مولايى نيا همدانى

108

نسخ در قرآن ( فارسى )

برخى از پژوهشگران قرآنى ، تعريف امام الحرمين جوينى را نيز از مكتب بيان دانسته‌اند و لكن با دقت نظر بيشتر ، اين ادعا پذيرفته نيست ؛ چرا كه وى « نسخ » را چنين تعريف كرده است : « هو اللفظ الدال على ظهور إنتفاء شرط دوام الحكم الاول ؛ آن لفظى است كه دلالت بر ظهور انتفاع شرط دوام حكم اول مىنمايد » و اين تعريف با مكتب « خطاب » سازگارتر از مدرسهء « بيان » است و ديگر اينكه از فخر رازى عين همين تعريف گزارش شده و حال آنكه وى را جزو مدرسة خطاب به شمار آورده‌اند « 1 » . در ميان پژوهشگران معاصر شيعه نيز برخى « نسخ » را به « بيان » تعريف كرده‌اند « 2 » . مدرسة خطاب اين گروه با تكيه بر كلمهء « خطاب » و يا مشابه ، آن « نسخ » را به تعريف كشيده و از اين رو به « مكتب خطاب » معروف گشته‌اند . اين مكتب از نيمه‌هاى قرن چهارم ، آغاز و تا پايان قرن هفتم ادامه مىيابد ؛ يعنى درست قاضى ابو بكر باقلانى « 3 » آن را آغاز

--> كرده‌اند . ج - وى حنفى بود و حنفيان « نسخ » را نوعى بيان مىدانند ( بيان تبديل حكم ) . د - به پيروى از فقهاى حنفيه چنين تعريف نموده و انديشمندان ديگر مذاهب از آن پيروى كرده‌اند . ر . ك : مصطفى زيد ، پيشين ، ج ، صص 97 - 99 ، فقره‌هاى 140 - 141 . ( 1 ) مصطفى زيد ، پيشين ، ج 1 ، صص 86 - 87 . ( 2 ) ر . ك : دكتر رجبعلى مظلومى ، پژوهشى پيرامون آخرين كتاب الهى ( سرگذشت قرآن ) ، ج 3 ، نوبت اول ، تهران ، دفتر نشر كوكب ، 1401 ه . ق ، ص 135 . وى مىگويد : « نسخ » در قرآن « بيان إنتهاى زمان اعتبار حكم منسوخ است » آنگاه در توضيح مطلب مىگويد : « مصلحت در وضع كردن حكم اوّلى ، مصلحت محدود و موقّت بوده ، طبعا حكم هم به طور موقّت ظهور يافته بود [ در واقع ] و پس از چندى حكم دوم ، ابلاغ مىشود كه هم ، پايان مدّت اعتبار حكم اول را اعلام مىكند و هم خود ، در همان مصلحت اوّليه ، حاكم مىشود » . حكم موقت را « مقتضى » و حكم دائمى را « حكم ثابت » نامند . و آقاى مظلومى با آنكه مسألهء انكار نسخ از ناحيهء « علامه سيد هبة الدين شهرستانى » را مطرح كرده و نظريات وى را تنقيح و خلاصه كرده ، امّا متعرض ديگر منكران اين حقيقت نگشته و پاسخ وى را هم آن طور كه بايد ، نداده است . ( 3 ) ابو بكر باقلانى صاحب كتاب « إعجاز القرآن » و داراى شش كتاب در اصول فقه مىباشد . قاضى باقلانى در سال 403 چشم از جهان فرو بست .