عزت الله مولايى نيا همدانى

91

نسخ در قرآن ( فارسى )

فصل پنجم نسخ در نگاه قرآن پژوهان ، اصوليان و تطور آن هم اكنون با پشت سر نهادن ديدگاههاى لغت‌شناسان اسلامى ؛ خواه لغت عامّه و خواه لغات قرآن و حديث ، بايد تطور و تحول معناى اين واژه را در ادوار تاريخ اسلام بويژه در طول تاريخ تدوين و تطور دانشهاى : اصول ، فقه ، تفسير و دانشهاى قرآنى به تماشا بنشينيم و از اين رهگذر ، سير تغييرات و تطور آن را به صورت دقيق ، به دست آوريم و فصل پنجم اين نوشتار را بدان اختصاص مىدهيم . بررسيهاى مباحث لغت‌شناسان اسلامى را در همين جا خاتمه داده و نگاه كوتاهى بر چشم‌انداز تطور شرعى پديدهء « نسخ » در ادوار گوناگون اسلامى مىافكنيم تا تكامل ادوارى اين حقيقت را در پرتو انديشه‌هاى ژرف عالمان و انديشمندان اسلامى به تماشا نشسته و بدانيم كه اين پديدهء اسلامى در درازاى تاريخ چگونه تفسير شده ؟ آيا در جادهء حقيقت لغوى خود سير كرده و يا بر مسير معانى مجازى و يا آنكه از هر دو فاصله گرفته است ؟ لكن نخست پيش از هر چيز بايد گامى محدود همراه با عصر رسالت و دوران فرويش وحى و صحابه و تابعان تا گذرگاه آغازين تدوين ، آرام آرام حركت كنيم تا ببينيم كه در آيينهء انديشه معاصران ، فرويش وحى محمدى « صحابه » پس آنگاه تابعان ، اين واژه و پديدهء دينى ، چه مدلول و مفهومى داشته ؛ زيرا صحابه و به دنبال