محمود خليل الحصري ( مترجم : محمد عيدى خسرو شاهى )

68

معالم الاهتداء إلى معرفة الوقف والابتداء ( فارسى )

از ضميرى كه در « فيه » قرار دارد و راجع به ذى الحال ، محذوف است كه الف ولام به جاى آن قرار گرفته و تقدير « من صواعقه » مىباشد . و عبارت آلوسى در روح المعانى ، با عبارت ابن حيان در روح و معنا فرقى ندارد . و از مثالهاى ديگر ، وقف بر « آلهه » است در قول خداى تعالى در آيه 23 سوره يس / 36 « أَ أَتَّخِذُ مِنْ دُونِهِ آلِهَةً » زيرا جمله شرطيه « إِنْ يُرِدْنِ الرَّحْمنُ بِضُرٍّ . . . » دو وجه دارد . 1 - جمله مستانفه و فاقد محلى از اعراب است . در سياق تعليل نفى كه همزه استفهام انكارى به آن دلالت مىكند و معنى نفى مىدهد . و تقدير چنين است : من خدايانى جز خدا را نمىپرستم زيرا اگر خداى تعالى بخواهد ضررى به من برسد شفاعت اين خدايان « به فرض كه شفاعتى داشته باشند » به حال من نفعى نمىدهد و توانائى ندارند كه مرا از آن ضرر رها سازند . پس قول خداى تعالى « لا تُغْنِ عَنِّي شَفاعَتُهُمْ شَيْئاً » دلالت دارد كه اين بتها نزد خداى تعالى جاهى و كرامتى ندارند و جمله « لا ينقذون » دلالت دارد كه بتها قدرتى به اينكه از سختى برهانند ندارند ، و نفى قدرت با نفى انقاذ تعبير شده است زيرا نفى انقاذ نتيجه انتفاء قدرت مىباشد .