محمود خليل الحصري ( مترجم : محمد عيدى خسرو شاهى )
103
معالم الاهتداء إلى معرفة الوقف والابتداء ( فارسى )
و از آنچه قبلا گذشت ، فهميدى كه لازمهء تعلق لفظى ، تعلق معنوى هم مىباشد بر عكس تعلق معنوى ، كه ارتباط لفظى را ايجاب نمىكند پس تفاوتى بين پايان آيه و غير آن به لحاظ وقف در اين مذهب وجود ندارد . و به همين جهت است كه طرفداران اين مذهب ، علامات وقف گوناگون را در پايان آيات وضع كردهاند ، چنان كه در بالاى كلمات ديگر نيز كه كلمات پايانى آيه نمىباشند از علائم ياد شده استفاده كردهاند . و همچنين وقف در پايان بعضى از آيات را با توجه به قرائتى جايز ندانسته و با توجه به قرائت ديگرى مجاز شمردهاند . * * * و از مثالهاى مورد بحث ، لفظ - و الآصال - در آيه 36 سوره نور 24 ، « يُسَبِّحُ لَهُ فِيها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ » ، مىباشد . اين كلمه پايان آيه است ولى وقف در آن براساس قرائت جمهور كه « يسبح » را با كسر باء قرائت كردند و به خاطر تعلق لفظى جايز نمىباشد . و ارتباط از اين قرار است كه « رجال » در قول حضرت حق « رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ » فاعل « يسبح » مىباشد . و وقف در آن جائز است بر اساس قرائت ابن عامر و شعبه كه فعل « يسبح » را با فتح باء « به صورت مجهول » خواندهاند و در اين صورت تعلق لفظى فيما بين « الاصال » و ديگر كلمات آيه بعدى موجود