محمود خليل الحصري ( مترجم : محمد عيدى خسرو شاهى )
100
معالم الاهتداء إلى معرفة الوقف والابتداء ( فارسى )
و نيز به نفع اين مذهب استدلال شده كه پايان آيات ، به منزله سجع در سخن منثور و مثل قافيه در شعر منظوم است با اين نكته نظر كه آنها محلهاى وقف هستند . مذهب دوم : جايز بودن وقف در پايان آيات و ابتدا با كلمه بعد از آن است در صورتى كه ما بين كلمات پايانى آيات با كلمات بعدى ارتباط لفظى وجود داشته باشد يا اينكه در وقف به آنها و ابتدا از ما بعدشان خلاف مراد توهم نشود . پس اگر بين انتهاى آيه و بين ابتداى آيه بعدى ارتباط لفظى وجود داشته باشد مثل : - « أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ » در آيه 4 سوره مطففين / 83 ، جايز است قارى قرآن در « لمبعوثون » وقف كند ، و به حديثى كه از ام سلمه گذشت عمل نمايد ، ولى سزاوار است برگردد و آيه « أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ » را به ما بعدش « لِيَوْمٍ عَظِيمٍ » وصل كند و تعلق لفظى را در نظر بگيرد كه در اين صورت عمل به حديث ام سلمه و ملاحظه تعلق لفظى را جمع كرده است . و اگر وقف در پايان آيه صحيح بوده و ايجاد هيچگونه ايهامى نكند ولى ابتداء به ما بعد معنى فاسدى را برساند مثل وقف در پايان آيه 151 سوره صافات / 37 ، « أَلا إِنَّهُمْ مِنْ إِفْكِهِمْ لَيَقُولُونَ » و ابتداء از « وَلَدَ اللَّهُ » در اين گونه موارد جايز است قارى در پايان آيه وقف كند تا به حديث سابق عمل كرده باشد ولى پس از وقف در پايان آيه ، براى او واجب