عبد الغني الخطيب ( مترجم : اسد الله مبشرى )

59

إعجاز القرآن على مر الأزمان ( قرآن و علم امروز ) ( فارسى )

يافتند ما را بس است . آيا پدرانشان نادان و گمراه نبودند ؟ - سورهء مائده - آيهء 104 ) « و ما انا الامن غزبة ان غوت * غويت و ان ترشد غزية ارشد » ( من جنگجويى بيش نيستم اگر جنگى كه در آن شركت مىجويم گمراه كننده بود گمراه مىشوم و اگر در جنگ راهى به ارشاد و صلح باشد به آن راه يافته‌ام ) عرب هنگامى كه عقلش از كثافت جاهلى آزاد گرديد مانند سيل بنيان كن به سوى پيشرفت گام نهاد و از ديگر ملتها پيش افتاد و مشعل مدنيت را برافروخت و درفش خرد و دانش را برافروخت ، ميراث انسانيت به دستش افتاد و اين ميراث را به امانت آن‌سان نگهداشت كه همه جهان به پيشوايى و امامت و رهبرى آنان عقيده يافتند . سيديو مورخ فرانسوى مىگويد : « در آن قرنهاى تاريك ، تنها مسلمانان دانشمند بودند ، هر جا كه مىرفتند دانش را در آنجا پخش مىكردند ، و آنان بودند كه موجب شدند تا اروپا از تاريكى جهالت به روشنايى علم درآيد . عرب مسلمان كشورهاى ديگر را مىگشود و در آنجاها عدالت و نيكى را گسترش مىداد و ستم و طغيان را برمىانداخت . همه اندوخته‌هاى دانش را فراهم مىآورد و همه صنايع و پيشه‌ها را مىآموخت و آنها را با انديشهء اسلامى در هم مىآميخت و در بوتهء قرآن مىگداخت و تحفه‌هايى از وحى الهى و انديشه‌هاى انسانى عرضه مىداشت . آن‌سان كه سرور بىرقيب جهان شد ، در بحث دقيق علمى استاد گرديد و توانست در آن ابداع كند و آن را بر زندگانى منطبق سازد ، مورخان با انصاف به اين حقيقت معترفند . ترا به خدا سوگند بگو ، اگر معجزهء اسلام نبود عرب چگونه و از كجا مىتوانست به اين مقام برسد ؟ چه كسى مىانديشيد كه عرب ساده ، دختر كسرى را اسير كند ؟ او وقتى خواست پولى بدهد و فديه گيرد و او را آزاد سازند ، عرب