عبد الغني الخطيب ( مترجم : اسد الله مبشرى )

55

إعجاز القرآن على مر الأزمان ( قرآن و علم امروز ) ( فارسى )

ارزشهاى دولت جديد مىدانند ، اين قبيل اشخاص بطور كلى بىبحث و مجادله مىگويند دين با دانش معارض است . چهارم : شخصى كه به اخلاق مقيّد نيست و فاقد ارزشهاى انسانى است و مىخواهد غرايز حيوانى خود را سيراب كند ، غرق در لذت و شهوت ، مىخواهد در تالارهاى رقص ، زنان را در آغوش كشد و هيچ قانون و اخلاقى مانع هوسرانى او نباشد چنين كس را جز بانگ دين ، هيچ آوايى سرزنش نمىكند . هيچ چيز جلوى تمايلات او را نمىگيرد . اگر بخواهد شراب بنوشد يا قمار بازد يا با زنان همبستر گردد ، هيچ اصلى مانع او نيست و جز دين ، هيچ چيز مانع رسيدن او به لذات دلخواهش نمىباشد . چنين شخصى مانند تب‌داران هذيان مىگويد و براى ضربه زدن به دين عنان قلم را رها مىكند . در نوشته‌ها و گفته‌هاى خود مىگويد دين با تمدن و علم و ترقى مباينت دارد و با تحول زندگانى سازگار نيست . به اين جهت ، هر وقت به مردى مقدس برمىخورد او را به جمود فكر و كوتاه‌نظرى منسوب مىدارد و به ارتجاعى بودن و عقب‌ماندگى متهم مىسازد . اما مومنان به خدا و به هدايت دين ، و حقايق علمى ، معتقدند كه دين و دانش صحيح برادر و همكار يكديگرند و دانش ما را از ناموس هستى آگاه مىسازد و به ما ياد مىدهد كه چگونه بر دانش به سود خود تسلط يابيم و آن را در مقاصد خود به كار بريم و اين به كار گرفتن ، ذاتا حكمت است ، خوب باشد يا بد . در آنجا دين به كمك ما مىآيد و راه خوب را به ما نشان مىدهد . اگر نيروهائى را كه دانش به ما نشان داده است در هدفهايى به كار بريم كه دين به ما نشان مىدهد ، نتيجهء آن ، انتقال انسانيت از گمراهى و شقاوت ، به سعادت و آسايش و عبادت هميشگى در پيشگاه خداوند است . در حقيقت ، طبيعت ، كتاب بىزبان خداوند است كه به زبان حال و دلايل قطعى ما را به بدايع خلقت و اثبات وجود آفريدگار رهنمونى مىكند ، دلايل