عبد الغني الخطيب ( مترجم : اسد الله مبشرى )

170

إعجاز القرآن على مر الأزمان ( قرآن و علم امروز ) ( فارسى )

الف - فلاسفه يونان در كلمه ماده كه وجود از آن پيدا شده اختلاف نظر دارند . بعضى آن را آب و بعضى ديگر هوا ، و پاره‌اى آتش و عده‌اى آب و خاك و آتش و هوا دانسته‌اند . « يوسيب دموكريت » صاحب نظريه ذرّه ميگويد : ماده از جوهر فرد كه بسيار ريز است و حركت ذاتى دارد و ازلى و ابدى است تشكيل شده است . وقتى مسيحيت و اسلام بوجود آمدند اين نظريه بين آنها متداول شد زيرا آنها فلسفه خود را بر اساس فلاسفه يونان گذاشته بودند و ذره را كه جسم از آن تركيب مىشود جوهر فرد يا جزء لايتجزا ميناميدند . و جهان مادى را جهان محسوس يا دنياى قابل رويت ميدانستند . در دورهء رنسانس ، اين نظرّيه بر افكار اكثر فلاسفه آن زمان غلبه داشت فقط آن را اندكى تعديل كردند و گفتند : جوهر فرد ذره بسيار كوچكى است و در تمام اجسام بيك حجم است بين هر ذره با ذره ديگر خلاء مىباشد و اين خلاء ميدان نيروى دفع و جذب است كه از اين ذرات بوجود مىآيد اختلاف ظاهرى اجسام به زيادى و كمى و تفاوت و شكل اين ذرات مربوط است . پس از آنها ، وقتى عناصر كشف شد ، معتقد شدند كه ماده از نود و دو عنصر شيميايى تركيب شده است . وقتى از حقيقت ماده و از ماهيت نيروى موجود در درون آن سئوال ميكردى با جهل مطلق جواب مىدادند و ميگفتند ما از حقيقت ماده و نيروى نهفته در آن بىخبريم . تنها ميدانيم كه چيزى در آن هست كه خاصيت جذب و دفع و مقاومت و حركت دارد . و پديده روشنايى و حرارت و الكتريسيته و مغناطيسى از آن بدست مىآيد . وقتى دوران شكستن اتم پيش آمد گفتند : حقيقت ماده ناشناخته است و ما خارج از انرژى چيزى از جوهر فرد نميدانم تنها ميدانيم كه مادّه انرژى است . و