عبد الغني الخطيب ( مترجم : اسد الله مبشرى )

169

إعجاز القرآن على مر الأزمان ( قرآن و علم امروز ) ( فارسى )

13 مادّه و زندگى و ايجاد و تحول عثمان گفت : پدر سوالاتى در دلم خطور مىكند . من ، به دانش و فضيلت تو واقف بودم اما مقام پدرى تو و شرمى كه از تو داشتم مانع از اين مىشد كه مشكلات خود را از تو بپرسم ، اكنون كه مرا تشويق كردى كه آنچه در دل دارم بر زبان آورم ، بعضى از آن سئوالات را بازگو مىكنم ، شايد جواب كافى به من بدهى تا قلبا اقناع بشوم . پدر گفت : فرزند ، خجالت مكش و بپرس روابط پدرى و فرزندى روابط احترام است نه روابط شرم و ترس . در دانش ، شرم معنى ندارد . خداوند مىفرمايد : « فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ » « 1 » عثمان گفت : مطالب بسيارى مىشنوم و بخاطرم خطور مىكند كه ميخواهم آنها را با فهم علمى دريابم مانند كلمهء مادّه ، زندگى ، روح ، ايجاد ، تحول . پدر گفت : فرزند حق دارى بپرسى . دانشمندان در معناى اين كلمات از زمان فلاسفه يونان تا كنون اختلاف نظر داشته‌اند .

--> ( 1 ) - اگر چيزى را نمىدانيد از دانندهء آن باز پرسيد . سورة نحل آيه 43