عبد الغني الخطيب ( مترجم : اسد الله مبشرى )
111
إعجاز القرآن على مر الأزمان ( قرآن و علم امروز ) ( فارسى )
اين مناظر در وجود انسان نخستين ، تاثيرهاى گوناگون مىگذاشته است و در او حس تمايل يا ترس يا دوست داشتن برمىانگيخته است . انسان خود را در برابر هر ترس خوار و زبون مىبيند يا خود را به چيزى كه دوست مىدارد نزديك مىسازد . بنابراين در مقابل اين پديدههاى دشوار ، سر تسليم فرود مىآورد و با دادن قربانى يا اظهار فروتنى براى جلب منفعت يا دفع ضرر دست مىزند . اين فروتنى منتهى به پرستش مىشود ؛ جنگل ، حيوان ، تندر ، خورشيد ، ماه ، و ستارگان و نظائر آنها را مىپرستد و انواع پرستشها را كه انسان به آن پى برده است انجام مىدهد . ب - نقش عقل نقش فطرت مدتهاى زياد با انسان همراه بود تا موقعى كه احساسها و ادراكهاى او رشد كرد و ملكات عقلى وى نيرومند گرديد . در اينموقع انديشهء بشر از تفسير مشهودات حسى فراتر رفت و به انديشه واقعى پرداخت . اين آغاز نقش تعقّلى ، در حل مشكلات هستى بود . اما راه حل او متناسب با سادگى فطرت و صفاى طينت او راه حل سادهاى بود . انديشهء ابتدايى او مشاهدات عينى او را كه پيوسته تجديد مىشد او را به اين واداشت كه بينديشد ، كه هر رويدادى را علتى است و هر ساختهاى را سازندهاى است . آيا كلبهاى كه او براى خود ساخته است به دست خود او بنا شده است ؟ وسايل شكارش را خود او فراهم آورده است ؟ خوراكش را خود او تهيه كرده است ؟ همهء موجوداتى كه مىبيند ، درختان بلند و برگهايى كه بر آنها روييده ، و ميوهاى كه به بار آمده است ، و اين آبها كه بر زمين ميريزد ، و جويبارها و نهرها را به وجود مىآورد ، بارانى كه از آسمان مىريزد و حيواناتى كه بچه مىآورند و در پى طعمه برميخيزند و نظير آنها ، چه وقت به وجود آمده است ؟ حتى خود او را كسى به وجود آورده است ؟ آيا پيش از آنكه موجود شود در جهان نيستى نبود ؟ سراسر اين جهان هستى كه پيوسته در تحول و دگرگونى است ، و اين دليل حدوث آنست