عبد الغني الخطيب ( مترجم : اسد الله مبشرى )

110

إعجاز القرآن على مر الأزمان ( قرآن و علم امروز ) ( فارسى )

مشكل بيان كنيم . ما كه اينك اين تعليل و تفسيرها را بيان مىكنيم ، مدعى آن نيستيم كه آنها به متون دينى مستند باشد ، ما ، همانطور كه در قرآن كريم آمده است ، معتقديم قبول دين در انسان فطرى است و نخستين انسان كه در جهان به وجود آمد حضرت آدم ، پيامبر و فرستادهء خدا بود و تعاليم خداوند را براى بشر ، همراه آورده بود . پس ، دين با فطرت و ذات و راهنماى خارجى بشر همراه است ، بشريتى كه در سرزمين‌هاى ناشناخته زندگانى كرده است و در نادانى و گمراهى به سر مىبرده است . الف - نقش فطرت . وسيلهء معرفت انسان در درجهء اول ، الف - نقش فطرت . وسيلهء معرفت انسان در درجهء اول ، گوش و چشم است - عقل انسان در آغاز جامد است و در تفسير مشاهدات ، واكنشى نشان نمىدهد . در آغاز انسان عقل خود را با ساده‌لوحى به كار مىبرد و اشياء را به صورت ساده تعبير مىكند و از آن نتيجه‌گيرى مىنمايد . مثلا وقتى ابرهاى متراكم را مشاهده مىكند ، يا در تاريكى درخشندگى برق را كه از برخورد ابرها پيدا مىشود ، مىنگرد ، و در پى آن غريو تندر را مىشنود ، ميپندارد ، يك موجود قاهر ناديدنى به خشم آمده است و فرياد خود را بلند كرده است و كوهها و صحراها و جنگلها در برابر غريو او واكنش نشان مىدهند و بانگ او را منعكس مىكنند و باز مىگردانند . شعله‌هاى آتش از ديدگان موجود خيالى برمىجهد و اطراف خود را روشن مىسازد . در اين هنگام است كه انسان با تمام قلب مىترسد مبادا اين موجود قهار از كارهاى ناخوشايند بشر به خشم درآمده باشد . در اين موقع ، به غارهاى كوهستانى و درون جنگلها پناه مىبرد تا خشم موجود قهّار پندارى ، تسكين يابد . همچنين ، وقتى شب فرا مىرسد از ترس دشمنان و درندگان به وحشت درمىافتد و با برآمدن آفتاب و روشنايى بامداد ، اطمينان خاطر پيدا مىكند و از ترس بيرون مىآيد .