محمد باقر سعيدى روشن
65
علوم قرآن ( فارسى )
ساير اجزاى اتم به خوبى از وظايف خود در زيستگاه حيات با خبر و كوشايند و احتمال سرپيچى و خطا در كار آنها تقريبا نزديك به صفر است . تمام محاسبات و پيش بينىهاى علمى دانشمندان از رهگذر همين قانونمندى حاكم بر كاينات است . امّا در اين ميان انسان با حفظ خصوصيات جمادى ، نباتى و حيوانى همهء اين پلههاى وجودى را پشت سر نهاده ، با تجهيز به نيروى ادراك و توان انتخابگرى ، سرنوشتش به خود او واگذار شده است . او به عنوان فرزند بالغ هستى مجبور نيست كه به طور قهرى يا غريزى در يك مسير معيّن حركت نمايد ، بلكه مىتواند با ديدن تابلوها و نشانههاى راهنما ، از ميان راههاى گوناگون راه درست و بهتر را برگزيند . تمام سخن اين است كه هدايت ويژهء خداوند در سرنوشت انسان چگونه تحقق مىيابد ؟ آيا استعدادهاى حياتى و آگاهيهايى كه از ناحيهء خدا در وجود انسان به وديعه نهاده شده است ، براى تصميمگيرى اساسى و پيدا كردن راه سعادت و تكامل او كافى است ؟ حقيقت آن است كه پاسخ منفى است . زيرا : اوّلا : به جهت آنكه انسان به شكل طبيعى در زندان زمان و مكان و محدوديتهاى جهان تدريجى قرار دارد ، دانش تجربى و عقلانى او همواره قرين نقصان و خطا مىباشد و با گذشت زمان رو به سوى گسترش و تكامل نسبى پيش مىرود . هيچ عصرى نبوده است كه بشر قدرت تحليل تمام رازهاى جهان را داشته و دشواريهاى فكرى خويش را بر طرف نموده باشد . صرف نظر از اينكه هر قدر دامنه آگاهى بشر توسعه يافته ، پرسشهاى او نيز افزونتر شده است . ثانيا : اگر كوشش پى گير انسان را در شناخت طبيعت به طور نسبى مقرون با موفقيت تلقى كنيم ، از اين نكته نمىتوان به سادگى گذشت كه بنا بر دلايل مختلف و پيچيدگىهاى تو در تو ، وجود خود او از مجهولات دانش بشرى و نقطهء بن بست دايمى است . عبارت زير گواهى يكى از بزرگترين انسانشناسان معاصر است : كندى پيشرفت علوم مربوط به انسان در مقايسه با تكامل سريع فيزيك ، شيمى ، مكانيك و نجوم ، معلول پيچيدگى و ابهام موضوع ، و فرصتهاى كوتاه مساعد