محمد باقر سعيدى روشن
41
علوم قرآن ( فارسى )
فصل دوّم وحى در آئينهء وحى آفتاب آمد دليل آفتاب * گر دليلت بايد از وى رو متاب ديديم كه تحليل حقيقت وحى و راز نهانى پيام گيرى انحصارى آن ، در پرتو دادههاى حسّى و تجربى و تأملات متد يك عقلانى ، چشم اندازى روشن در مسير اين افق ناپيدا كرانه براى ما روى نمىدهد . اساسا وقتى با پديدهاى سر و كار داشتيم كه فاقد خصيصهء تكرار پذيرى باشد و ما تحت هيچ شرايطى نتوانيم آن صحنه را در معرض نمايش ، مشاهده و آزمون سنجى خويش قرار دهيم و رهيافتى درون گرايانه به دست آوريم ، بالطبع فاقد صلاحيت داورى علمى - تجربى دربارهء آن امر روان شناختى خواهيم بود . همين سان اگر آن امر يك پديدهء تفكر ناپذير و خارج از قلمرو معيارهاى سنتى و متداول تئورىهاى استنتاج قياسى باشد ، ناچار بايد بپذيريم كه تحليل آن پديدهء فراعقلى ، در چهارچوب قالبهاى ذهنى و عقلى شناخته شده ثمرى نخواهد داشت . ميزان شناخت ما نسبت به پديدهء مرموز وحى تشريعى و پيام گيرى غيبى ، تنها از طريق آثار و علايم خود آن است و بس . از اينرو ، اگر بخواهيم اندكى از اين بن بست