محمد باقر سعيدى روشن
15
علوم قرآن ( فارسى )
مقدمه اى بهار جان و اى جان بهار * ز ابر رحمت جان ما را تازه دار تاب قهرى بر هواى دل بزن * آب لطفى بر زمين دل ببار قرآن صحيفهء نورانى خداست كه از هنگام نزول افتخار آورش شگفتىهاى بسيار و ارمغانهاى پربار در دفتر فرهنگ و تاريخ انسان نگاشت . « زمانه ندارد چنو افتخار » اين گرامى نامه از همان روزگار تجلّى فرشى خود زمينيان را به همتى و الا و تلاشى فراگير براى صعود به عرش خواند . از همين روى كسانى كه بر او دل بستند راهنماى دين و دنيايشان و جلابخش جان و روانشان گرديد . آنان دل بر عقد او بستند و قرآن چهره بر ايشان گشود . آنان تفسير هستى را از او آموختند و با او زيستند و با او جاودانه شدند ، و قرآن عالم درونشان را صفا بخشيد و جهان بيرونشان را آبادان كرد . چشمههاى دانش را بر فكرشان جارى كرد و رازهاى مكنون كاينات را بر آنان باز گفت . وحدت و برادرى را ارزانيشان داشت و سرورى عالم را در كف با اقتدارشان سپرد . فرهنگى غرور آميز و تمدنى دامن گستر و دل انگيز در تاريخ ديانت پديد آمد . هزاران كتاب در رشتههاى گوناگون دانش از آن نشأت يافت و صدها رساله دربارهء اين گنجينهء لا يزال الاهى بر بار نشست و ميراث مسلمانان گرديد . امروز نيز قرآن همان چراغ روشنايى بخش و احياگر است كه آن اعجازها را پديد آورد « حكمت او لا يزال است و قديم » ظاهرش دلربا و نهانش ژرف و ناكرانمند است ، شگفتىهاى