سيد محمد على ايازى

79

كاوشى در تاريخ جمع قرآن ( فارسى )

آن چنان كه در لابلاى مطالب گذشته اشاره كرديم و به اين شبهه پاسخ داديم ، مگر نمىشود تا زمانى كه وحى قطع نشده ترتيب كلى آيات و نظم سوره‌ها مشخص شود و هرگاه آيه يا سوره‌اى نازل شد ، بگويند اين آيه و سوره را در ميان آن آيات يا سوره‌ها جاى دهيد . در كار تأليف ، مؤلفين ، عموما ترتيب و چينش مطالب خود را از آغاز شروع مىكنند و از اول نقشه و چارچوب كتاب را معين مىكنند ، به گونه‌اى كه وقتى به حجم انبوهى از مطالب رسيدند ، تقريبا تمام فصول و ابواب كتاب مشخص شده است و اگر لازم باشد كه مطلبى را در كتاب جاى دهند ، حتى پس از تكميل و تنظيم نهايى ممكن است كه چيزى را بيافزايند . اين در كار انسان‌هاست ، پس چگونه خداوندى كه عالم و خبير به همه مطالب بوده و روال و موضوعات مشخص بوده ، و پيامبر هم مىدانسته كه در اواخر حيات و زندگى بسر مىبرد و علائم و شواهدى مانند دوبار نازل شدن قرآن در آخرين سال حيات به او نشان داده شده ، نتواند ترتيب سوره‌ها را مشخص كند و اين كار را به اصحاب خود واگذار كند و تا مدت‌ها آن‌ها را بلا تكليف قرار دهد . به ويژه آن كه 2 / 3 قرآن در مكه نازل شده و بخش عظيمى از آيات سوره‌هاى مدنى مانند سوره بقره ، انفال ، منافقون ، صف ، جمعه و آل عمران در سال‌هاى نخستين هجرت نازل شده بود . بنابراين ، عمدهء آيه‌ها و سوره‌هاى قرآن دست كم هشت سال پيش از وفات پيامبر است . بى شك در اين فرصت ، بسيارى از قرآن ، آماده تنظيم و گردآورى بوده و توسط اصحاب به راحتى قابل جمع و مشخص شدن از حيث ترتيب بوده است . شاهد بر مطلب ، اين كه اتفاقا پيامبر در اواخر عمر شريفشان همين كار را انجام مىدادند و هرگاه آيه و سوره‌اى نازل مىشد ، مىفرمودند : « ضعوا هولاء الآيات فى السورة التى يذكر فيها كذا و كذا » « 1 »

--> ( 1 ) سيوطى ، الاتقان ، ج 1 / 212 .