سيد محمد على ايازى
78
كاوشى در تاريخ جمع قرآن ( فارسى )
در سورهء انسان « 1 » و انگشتر بخشيدن امير مؤمنان ( ع ) در حال ركوع و نزول آيه « إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ » « 2 » و آيه تطهير در حق اهل بيت عصمت ( ع ) « 3 » كه چگونه برخى از مفسرين شأن نزول آيات را ناديده گرفته و يا در برابر آن روايات ديگرى ذكر كرده و فضائل اهلبيت ( ع ) را به فراموشى سپردهاند . ثانيا : اين مخالفت در حد شهرت است . نه در اهل سنت و نه در ميان شيعيان ، اجماعى بر عدم توقيفيت نيست . بگذريم از اين كه همان طورى كه اشاره كرديم بسيارى از قدما و متأخرين قائل به توقيفيت ترتيب سورهها بودهاند و از مخالفت با مشهور هراسى نداشتهاند و شهرت و حتى اجماع در امور تاريخى نمىتواند دليل بر مسألهاى باشد . ثالثا : مشكل عمده مشهور بر پذيرفتن اين نكته كه قرآن در عهد نبوى جمع و تأليف يافته ، اخبارى است كه مىگويد قرآن پس از پيامبر گردآورى شده است ، كه اگر اين روايات به دلايلى كه قبلا ياد شد پذيرفته نشود ، اين مانع برداشته مىشود . دليل چهارم مخالفان گفتهاند : از آن جا كه در حيات پيامبر هر لحظه احتمال مىرفت كه آيهء جديدى نازل شود ، لذا تأليف قطعى قرآن امكان نداشت .
--> ( 1 ) حسكانى ، شواهد التنزيل ، ج 2 / 298 ، حديث 1042 ، 1046 ، 1048 ، 1051 ؛ تذكرة الخواص سبط ابن جوزى / 312 ؛ الجامع الاحكام القرآن قرطبى ، ج 19 / 130 ؛ روح المعانى آلوسى ، ج 29 / 157 . ( 2 ) واحدى ، اسباب النزول / 113 و 114 ؛ كشاف زمخشرى ، ج 1 / 649 ؛ تفسير طبرى ، ج 6 / 288 چاپ بولاق . ( 3 ) صحيح مسلم ، ج 2 / 368 ، قاهره ، مطبعة عيسى بابى الحلبى ، ج 15 / 194 با شرح نووى ، صحيح ترمذى ج 5 / 30 ، حديث 3258 ، و مسند احمد حنبل ج / 330 ، طبع ميمنية مصر ، و ج 5 / 25 دار المعارف .