سيد محمد على ايازى

77

كاوشى در تاريخ جمع قرآن ( فارسى )

خطابى ( م 388 ه ) انما لم يجمع القرآن فى المصحف « 1 » ، يعنى قرآن ترتيب يافته اما در مصحف قرار داده نشد ، بلكه پراكنده بود . ثانيا : اين روايت در برابر روايات بسيارى كه مىگفت در حيات پيامبر قرآن جمع آورى شده بود و ما در آغاز بحث به دسته‌هايى از اين روايات اشاره كرديم ، نمىتواند مقاومت كند ، زيرا يك خبر نمىتواند با روايات بسيار تعارض كند . ثالثا : طبيعى است اگر داستان جمع قرآن عمدتا توسط زيد و پسرش خارجه نقل گردد و در آن بوى بزرگ نمايى به مشام برسد و قرار باشد براى گردآورى زيد و كار خلافت عظمتى توصيف شود ، بايد در برابر رواياتى كه همگى دلالت داشت كه كار ترتيب و نظم آيات و سوره‌ها در عصر پيامبر انجام گرفته ، روايتى هم نقل شود كه پيامبر از دنيا رفت در حالى كه قرآن گردآورى نشد . بنابراين اگر اين روايت غير از طريق زيد نقل مىشد ، حداقل اين شائبه را نداشت كه مدعى جمع قرآن خودش اين مطلب را نقل مىكند كه پيامبر فوت كرد و قرآن گردآورى نشد . دليل سوم مخالفان گفته‌اند : اختلاف و تشتت قرآن پژوهان در باب توقيفيت ترتيب سوره‌ها دليل بر آن است كه مسأله از عصر قدما محل تأمل بوده است . در پاسخ اين شبهه بايد گفته شود كه : اولا : اختلاف و تشتت و حتى مخالفت در مسائل تاريخى دليل بر چيزى نمىشود . شاهد بر اين مطلب آن كه بسيارى از حوادث تاريخى هستند كه با وجود آن كه بسيار هم نقل شده اما توسط مورخين بزرگ با سردى و مخالفت مواجه شده است . نمونهء آن داستان اطعام در آيه « وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً »

--> ( 1 ) همان مدرك .