سيد محمد على ايازى
70
كاوشى در تاريخ جمع قرآن ( فارسى )
تأليف و تدوين شده بود . » « 1 » آقاى معرفت در اينجا اشكال كرده و نوشتهاند : « ما بايد بدانيم كه مسأله گردآورى قرآن پديدهاى از حوادث تاريخ است و نمىتواند مسألهاى عقلانى باشد كه بخواهيم با دليل عقلى به اثبات توقيفيت ترتيب سورهها بپردازيم . بنابراين ، راهمان همان است كه به نصوص تاريخى مستند رسيدگى كنيم . » « 2 » اما اين اشكال وارد نيست ، چون آقاى خويى با دليل نقلى و عقلى به بررسى روايات جمع قرآن پرداختهاند . در آغاز ، زواياى تاريك و تعارض و تناقض گويىهاى اين بخش از روايات را بر شمردهاند و در نهايت گفتهاند اين روايات با دليل عقلى هم نمىتواند سازگار باشد . بنابراين ، چند و چونها و كاوشهاى كلامى از نظر تعارض و تناقض و تهافت ، نوعى نگرش عقلانى به مسأله است . وانگهى ، اگر مجموعه شواهد بيرونى و خصوصيات تاريخى مورد مداقه قرار گيرد و اهتمام پيامبر به مسأله قرآن نمايانده شود و ناسازگارى اين مجموعه با روايات جمع قرآن پس از عهد نبوى بررسى شود ، در حقيقت نوعى كاوش عقلى است و منظور از دليل عقلى همين است . اما اينكه آقاى معرفت گفتهاند : « اهتمام پيامبر به شأن قرآن ترديد ناپذير است و مىتوان اين اهتمام را در ثبت آيات ضمن سوره و پس از نزول مشاهده كرد و نظم آيات در هر سوره تحقق پذيرفته است ، اما جمع و ترتيب سورهها به مانند يك كتاب حاصل نشده ، زيرا همواره اين گمان بوده كه قرآن باز هم نازل شود و وحى قطع نشده و صحيح نيست كه قرآن ميان دو جلد قرار گيرد ، اما هنگامى كه يقين كردند كه وحى قطع شده و مىشود ، حضرت به
--> ( 1 ) خويى ، البيان / 253 . ( 2 ) معرفت ، محمد هادى ، التمهيد فى علوم القرآن ، ج 1 / 286 .