سيد محمد على ايازى
71
كاوشى در تاريخ جمع قرآن ( فارسى )
على ( ع ) وصيت كرد كه قرآن را جمع آورى كند . » « 1 » اين استدلال براى عدم توقيفيت سوره از ايشان بسيار عجيب است . مگر نمىشود تا زمانى كه وحى قطع نشده ترتيب آيات و نظم سورهها مشخص شود ، و هرگاه آيه يا سورهاى نازل شد ، بگويند اين آيه و سوره را در ميان آن آيات يا سورهها قرار دهيد . در اين صورت ، قرآن را چونان كتابى كه تأليف مىيابد ، پنداشتهاند كه اگر چيزى به آن افزوده شد ، شماره صفحاتش عوض مىشود . لذا مىگويند ترتيب آيهها در سوره انجام شده است ، اما ترتيب سورهها ممكن نبوده ، چون احتمال نزول داده مىشده است . فرقى بين آيه و سوره از جهت ترتيب نيست . اگر احتمال نزول وحى مىرفته ، بايد ترتيب آيهها را هم به بعد واگذار مىكردند ؛ زيرا احتمال مىرفت آيهاى بعد نازل شود . چگونه است كه به زعم ايشان هرگاه آيهاى نازل مىشد ، پيامبر دستور مىفرمودند كه آن را در سورهاى خاص و پس از آيهاى خاص قرار دهند ، اما اگر مىخواستند بگويند سورهاى را كه نازل شده بايد در ميان فلان سوره و فلان سوره قرار داد ، اين ممكن است نبوده است ! اتفاقا احتمال نزول يك يا چند آيه تا نزول سوره در اواخر دوران مدينه بيشتر بوده است . بنابراين ، پاسخ ايشان كه چون احتمال ترتيب نزول مىرفته ، ترتيب و جمع سورهها منتشر نشده است ، درست نيست و فرقى بين تأليف آيهها و ترتيب سورهها از نظر ملاك نيست مگر اينكه ايشان بپذيرند كه قرآن در زمان پيامبر از نظر نظم و ترتيب مشخص شده ، و تنها گردآورى و در ميان دو جلد و در ثوب واحد قرار نگرفته است ، آن چنان كه دربارهء وصيت پيامبر و گزارش امير مؤمنان على ( ع ) آمده است . « 2 » در آن صورت اين سخن ايشان درست مىشود كه حضرت به اين دليل تا آخر عمر آن را در ثوب واحد و
--> ( 1 ) همان مدرك . ( 2 ) در اين زمينه نگاه كنيد : مجلسى ، بحار الانوار ، ج 89 / 48 ، حديث هفتم ، از چاپ بيروت .