سيد محمد على ايازى

58

كاوشى در تاريخ جمع قرآن ( فارسى )

نمىدانسته و پيش از او گفته شده و يا مىدانسته ولى نمىيارسته كه بگويد . اگر بخواهيم سكوت‌هاى حديث را بخوانيم كه ديگر سخن به درازا مىكشد . . . از اين سكوت‌ها بسيار داريم . ولى ناگوارترين سكوت آن‌ها ، دربارهء نوشته‌هاى خانهء پيامبر اكرم است . چرا به تفصيل هر چه تمامتر از اين گرانبهاترين آثار نبوى سخن گفته نشده و سرنوشت آن‌ها به كلى به سكوت برگزار شده است . . . گذشته از اين‌ها ، خطر ديگرى خلافت را تهديد مىكرد . برگزيدگان جامعه كه طبقهء نخبهء صحابه را تشكيل مىدادند ، در برابر خلافت زنگ خطرى بودند . در رأس آن‌ها على بن ابى طالب ( ع ) ، كه صرف نظر از خويشى نزديك با پيامبر و پرورده بودن دست محمد ، خود بىگمان برجسته‌ترين فرد مسلمان بود . چه در ميدان مبارزه و نبرد و چه در زمينهء دانش و تقوا ، سرآمد همه بود . . . و حال هر يك از اين نخبگان ، مسلّح به سلاحى بودند كه به تنهايى براى هر مبارزه‌اى كافى بود و آن داشتن نسخه‌اى كامل از قرآن بود كه رفعت و منزلتى بس و الا به دارنده‌اش مىبخشيد . مضافا كه آن را با تمام شأن نزول‌ها و تفسيرهايش از حفظ داشتند . در حالى كه خليفه ، خود در تفسير كلمه‌اى چون « ابّ » [ در فاكهة و ابا ] فرو ماند « 1 » ، و نسخه‌اى از قرآن هم نداشت . » « 2 » اين‌ها يكى از عواملى بود كه مىتوانست گردآورى نسخه‌اى پنهان شده در صندوقچه را چنين بزرگ جلوه دهد ، آن چنان كه همه چيز تحت الشعاع آن قرار گيرد و گردآورى قرآن در عصر نبوى فراموش گردد . ترتيب و تنظيم قرآن در برابر كار زيد و توحيد مصاحف به هيچ انگاشته مىشود ، گويى كه اصلا پيش از آن چيزى جز حفظ نبوده و اگر هم قرآنى نوشته شده ، به صورت

--> ( 1 ) سيوطى ، الاتقان ، ج / 41 . ( 2 ) راميار ، محمود ، تاريخ قرآن / 331 - 330 .