سيد محمد على ايازى

21

كاوشى در تاريخ جمع قرآن ( فارسى )

تأليف و تدوين و ترتيب نبوده است . زيرا واژهء تأليف و تدوين در روايات مربوط به عصر پيامبر بوده و منظور ، نوشتن قرآن در مجموعه‌اى بوده كه آن را از حالت پراكندگى و تفرقه درآورده و در يك جلد قرار دهد ، نه اينكه جمع كننده ، سوره‌ها و آيات را به اجتهاد خود مرتب كند و تأليفى بر خلاف تأليف پيامبر داشته باشد . اتفاقا در حديثى كه على بن ابراهيم از امام صادق ( ع ) نقل مىكند ، پيامبر به حضرت على ( ع ) دستور فرمود : قرآن را كه در صحيفه‌ها و پارچه و كاغذ به طور پراكنده نوشته شده در يك جا قرار بده و كارى مكن كه ضايع شود و حضرت تمام آن‌ها را در پارچه‌اى زرد قرار دادند . « 1 » از اين حديث ، استفاده مىشود كه جمع به همين معناى تحفظ از ضايع شدن و قرار دادن در يك مجموعه و به تعبير اصطلاحى « دفتين » بوده است . البته شواهد بر اين مطلب فراوان است كه منظور از جمع در آن دوران ، جمع در يك كتاب بوده است و نه ترتيب خاص . حتّى در برخى روايات تعبيرى چون « كتاب واحد » آمده است . چون در جاهاى مختلف نوشته شده بود « 2 » ، تعبير به جمع كرده‌اند . بنابراين ، آن چه مسلم مىنمايد ، آن است كه اصطلاح جمع قرآن الزاما نمىتواند به معناى تأليف و ترتيب معنا شود ، زيرا اين واژه ، كاربردهاى مختلفى دارد و گروهى كه خواسته‌اند از روايات جمع قرآن پس از پيامبر ، ترتيب اجتهادى را استفاده كنند ، با اين كلمه ، راه به جايى نخواهند برد . ادلهء موافقت با توقيفيت با مطالعهء گروهى از روايات و برخى استدلالات قرآن شناسان ، به اين نتيجه

--> ( 1 ) قمى ، على بن ابراهيم ، تفسير قمى ، ج 2 / 451 ، قم ، دار الكتاب ، تحقيق سيد طيب جزائرى . ( 2 ) هلالى ، سليم بن قيس ، كتاب سليم بن قيس ، ج 2 / 581 و 651 ، قم ، چاپ الهادى ، 1373 ش ؛ چاپ قديم / 122 .