سيد محمد على ايازى
20
كاوشى در تاريخ جمع قرآن ( فارسى )
2 - جمع به معناى خواندن و اخذ كردن نيز آمده است . شعبى ( م 103 ) در مورد ابن مسعود جمع القرآن را به معناى « اخذ » به كار مىبرد « 1 » . ابن سعد ( م 230 ) حديثى درباره عثمان نقل مىكند : « مجمع كتاب اللّه فى ركعة » - كسى كه كتاب خدا را در يك ركعت جمع كرد - طبعا اينجا جمع به معناى قرائت و اخذ قرآن آمده است ، « 2 » ولى چنين استعمالى نادر است و لذا عمدهء روايات ابن سعد دربارهء مسأله بالا با تعبير قرائت آمده است . 3 - جمع در زمان رسول خدا عموما به معناى تأليف به كار رفته است . « 3 » به همين دليل بدر الدين زركشى هرگاه كه مىخواهد جمع را به معناى تأليف و ترتيب به كار بگيرد ، لفظ جمع و تأليف را مىآورد و در روايتى آمده است : « كنّا عند النبى نؤلّف القرآن من الرقاع » « 4 » . البته جمع قرآن ، به معناى توحيد قرائتهاى قرآن هم استعمال شده و دربارهء عثمان و كارش گفته شده او كسى است كه قرآن را جمعآورى كرد و يك قرآن نوشت . « 5 » مرحوم راميار در تاريخ قرآن ، عقيده دارند كه اين كلمه در مراحل مختلف و به معانى گوناگون متناسب با مقصود آن زمان به كار رفته و لذا بايد اين لفظ را بر حسب زمان و به اقتضاى كلام معنا كنيم . « 6 » اين حرف در كليت خود ، سخن درستى است ، اما در خصوص بكارگيرى اين تعبير پس از رحلت پيامبر و رواياتى كه دربارهء اولين جمعكنندگان رسيده نمىتواند صادق باشد ، بلكه بايد گفت يقينا به معناى
--> ( 1 ) راميار ، محمود ، تاريخ قرآن / 212 . تهران ، امير كبير ، چاپ دوم . ( 2 ) طبقات ابن سعد ، ج 3 / 76 ، بيروت ، دار صادر . ( 3 ) زركشى ، البرهان فى علوم القرآن ، ج 1 / 329 . ما در عهد پيامبر قرآن را در رقعهها گردآورى مىكرديم . ( 4 ) همان مدرك / 331 ، مستدرك حاكم ، ج 2 / 229 . ( 5 ) زركشى ، البرهان فى علوم القرآن ، ج 1 / 333 . ( 6 ) راميار ، محمود ، تاريخ قرآن / 212 .