سيد محمد على ايازى
101
كاوشى در تاريخ جمع قرآن ( فارسى )
مىدهد كه در آن دوران ترتيبى معهود بوده است و مسلمانان همان طورى كه كه اگر گفته مىشد سورهء بقره ، ترتيبى خاص از آيات را در سورهء بقره مىفهميدند و اگر مىگفتند سوره توبه ، ترتيبى خاص از اين سوره مىفهميدند ، از ختم قرآن ، و از عنوان قرآن و از عنوان كتاب ، نظم و چينش معهود مىفهميدهاند . جمع بندى با مرورى بر بحثهاى پيشين و آن چه از استدلال موافقان توقيفيت ترتيب سورههاى قرآن گذشت ، اين نكته روشن شد كه قرآن در حيات پيامبر گرامى تأليف و ترتيب يافته و در همان زمان تقسيم بندىهايى كلى قرآن مانند سورههاى طوال ، مئين ، مثانى و مفصلات و ختم قرآن بر اين روال مشخص بوده و مسلمانان تلاوت و ختم قرآن را به همين شكل انجام مىدادند ، ولى چون نگارش قرآن در زمان پيامبر بر روى نوشت افزارهاى پراكنده و غير قابل گردآورى در يك كتاب انجام گرفته بوده ، برخى از آنها بر جريده چوب نخل ( عيب ) برخى بر روى سنگهاى سفيد و نازك ( لخاف ) و برخى بر برگهاى نازك كاغذ و پوست حيوانات ( رقاع ) و پارچههاى حرير ( حرير ) و استخوان شانه شتر ( اكتفاف ) نوشته شده بود ، و اين نگرانى مىرفت كه آنها نابود شود ، پس از حيات پيامبر بنابر وصيتى كه پيامبر مىفرمايند ، حضرت على ( ع ) و سپس ديگر صحابه آن را گردآورى و ميان دو جلد قرار دادند . البته پيش از فوت پيامبر كسان ديگرى به طور شخصى به گردآورى قرآن مبادرت كرده بودند و بر پيامبر عرضه نمودند و ترتيب و چگونگى قرائت قرآن را آموخته بودند و لذا پس از فوت پيامبر برخى از اصحاب ايشان هر يك براى خود مصحف جداگانهاى داشتند و آن چه دربارهء مصحف امير مؤمنان ( ع ) و