شادى نفيسى
90
عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى )
اسلام ، علم و كلام مسيحيت « رابطهء اسلام و علم » از نخستين مسائلى است كه در مواجههء جوامع اسلامى با تمدن غرب ، مطرح گرديده و همچنان در برخى مجامع ، مورد بحث است . از ابتداى مواجههء دنياى اسلام با تمدن غرب ، انديشمندان اسلامى در پى يافتن علل عقب افتادگى مسلمانان برآمدند . بسيارى ، ريشهء آن را در بىرغبتى مسلمانان در تحصيل علوم دانسته ، كوشيدند تا با تأكيد بر سفارشهاى اسلام براى آموختن دانش و نيز زدودن اتهام كفر و الحاد از چهرهء آن ، كه به علت انتسابش به غرب غير مسلمان ايجاد شده بود ، مسلمانان را به فراگيرى دانشهاى نو تشويق نمايند . سيد جمال الدين اسدآبادى در اين باره مىگويد : علماى ما در اين زمان علم را به دو قسم كردهاند : يكى را مىگويند علم مسلمانان و يكى را مىگويند علم فرنگ . سپس اضافه مىكند : چه بسيار تعجب است كه مسلمانان ، آن علومى كه به ارسطو منسوب است آن را به غايت رغبت مىخوانند ، گويا ارسطو يكى از اراكين مسلمانان بوده . و اما سخن [ اگر ] به كليلو « 1 » و نيوتون و كپلر نسبت داده شود ، آن را كفر مىانگارند . پدر و مادر علم ، برهان است و دليل ، نه ارسطو است و نه كيلو . حق در آن جا است كه برهان بوده باشد . و آنها كه منع از علوم و معارف مىكنند به زعم خود صيانت ديانت اسلاميه را مىنمايند . آنها فى الحقيقه دشمن ديانت اسلاميه هستند . نزديكترين آنها به علوم و معارف ديانت اسلاميه است . « 2 » عدهاى نيز به استدلال پرداختند تا اثبات كنند كه غرب در اصل ، دانش را از اسلام و مسلمانان گرفته است . طهطاوى از كسانى است كه اين چنين مىانديشيد . او مىگفت دانش اروپا كه براى مسلمانان فقط ظاهرا بيگانه به نظر مىآيد ، در اصل اسلامى است . و معتقد بود كه به هر حال ، بيشتر دانش اروپا ، از عربى ترجمه شده است . « 3 » بر اين
--> ( 1 ) . گاليله . ( 2 ) . كريم مجتهدى ، مجموعهء پژوهشهاى تاريخى ، ج 3 ، ص 23 . ( 3 ) . هشام شرابى ، روشنفكران عرب و غرب ، ص 53 ؛ و نيز ر . ك : محمد ماهر حمادة ، رحلة الكتاب العربى الى ديار الغرب فكرا و مادة .