شادى نفيسى

83

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى )

مبارزاتى و اقتصادى آن اختصاص داشت ، پيش از اين برشمرديم ، اما در اين بعد ، ادعاى « فلسفهء علمى » آنها به شكل‌گيرى آثارى انجاميد كه مىتوان آنها را به دو دسته تقسيم كرد : بخشى به رد نظريات فلسفى آنان پرداخت و برخى ديگر ، همّ خود را صرف كرد تا ثابت كند كه بر خلاف ادعاى آنان ، اسلام با علم در تضاد نيست . الف - كم‌تر صاحب نظر مسلمانى است كه در ايران دست به تأليف زده باشد و به رد ماركسيسم نپرداخته باشد ؛ قطعا مقام هيچ كدام از نظر اعتبار فلسفى و علمى به مرتبهء علامهء طباطبائى نمىرسد . كتاب اصول فلسفه و روش رئاليسم حاصل جلساتى است كه به اهتمام ايشان با توجه به نياز زمان در پى رفع شبهات فلسفى نوين ، به ويژه فلسفهء مادى تشكيل شده بود . « 1 » ب - « علم و اسلام » عنوان آشنايى است كه آثار متعددى دربارهء آن نوشته شده است . از اين ميان مىتوان به كتاب مطهرات در اسلام ، نوشتهء مهندس بازرگان اشاره كرد . اين كتاب بنا به گفتهء مؤلف ، در جهت تطبيق احكام اسلام با تجربيات و معلومات عصر حاضر نوشته شده است . « 2 » كتاب اولين دانشگاه و آخرين پيامبر ، در 20 جلد ، نوشتهء دكتر رضا پاك‌نژاد ، نمونه‌اى ديگر از اين گونه تأليفات است . توضيحات مؤلف در مورد كتاب ، گوياى هدف و نظر او است : وقتى اين كتاب . . . تقديم مىگردد و در آن آيات و اخبار و احاديث بسيارى كه ريشهء همه از قرآن است ديده مىشود و همه و همه مربوط به علوم طبيعى است و به طرز خاصى مطابق برنامه‌هاى دانشكده‌هاى پزشكى عصر موشك و فضا تنظيم شده ، آيا خود دليل بزرگى بر علاقهء اسلام نسبت به علوم طبيعى نيست ؟ « 3 » در جهان عرب ، اين مباحث توسط مستشرقان مطرح شد و به شكل گيرى تفسيرهايى انجاميد كه به تفسير علمى نام بردار شدند .

--> ( 1 ) . محمد حسين طباطبائى ، مهر تابان ، يادنامه و مصاحبات تلميذ و علامه عالم ربانى ، ( گردآورنده ، سيد محمد حسين حسينى طهرانى ) ، ص 39 و 40 ؛ محمد حسين طباطبائى ، اصول فلسفه و روش رئاليسم ، ج 1 ، ص يو ؛ محمد حسين طباطبائى ، اصول فلسفه و روش رئاليسم ، به كوشش سيد هادى خسروشاهى ، ص هفت و يازده . ( 2 ) . مهدى بازرگان ، مطهرات در اسلام ، ص 56 . ( 3 ) . رضا پاك‌نژاد ، اولين دانشگاه و آخرين پيامبر ، ج 1 ، ص 32 .