شادى نفيسى
81
عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى )
سخنان مونگيرى و شبلى از علماى برجستهء هند به خوبى اين نياز تازه به وجود آمده را تبيين مىكند : اوضاع و شرايط عصر دگرگون شده ، اشكالات و شبهههايى چند اذهان را مشغول داشته و حلقات درسى قديم اهميت خود را از دست داده است . . . زيرا عصر و زمان جديدى فرارسيده و احتياجات و نيازمندىهاى قوى پيدا شده است . دشمنان اسلام در پرتو فلسفهء جديد اروپايى شبهات و اشكالات جديدى مطرح مىكنند كه تا به حال به ذهن كسى خطور نكرده است و نمىتوان به آنها تنها با تدريس فلسفهء قديم پاسخ قانعكنندهاى داد و انسان هرگز نمىتواند شبههاى را بدون فهم و تحليل عمل و انگيزههاى آن پاسخ قطعى بدهد . « 1 » اقبال هم از نياز به تجديد نظر در طرح مباحث دينى و حتى از بهرهگيرى از دستاوردهاى فكرى اروپا در بازسازى آن ، سخن مىگويد : اكنون كه مسلمانان پس از پنج قرن اسارت و بىخبرى بيدار شدهاند و خواه ناخواه چشم به غرب دوختهاند تا از راه و رسم آن تقليد كنند خطر آن هست كه زرق و برق و ظاهر خيره كنندهء تمدن غرب مانع از آگاهى مسلمانان بر ذات و كنه حقيقى اين تمدن شود . وانگهى در طى همهء آن قرنهايى كه عقل ما مسلمانان خفته بود ، اروپا با جديت دربارهء مسائل خطيرى كه فيلسوفان و دانشمندان اسلامى به آنها سخت دل بسته بودند مىانديشيد . از زمان قرون وسطى ، كه مكاتب الهى اسلامى به حد كمال رسيد ، پيشرفتهاى بيكرانى در زمينهء دانش و تجربهء بشرى دست داده است ؛ گسترش تسلط آدمى بر طبيعت ، ايمان تازه و احساسى نشاطآور به او بخشيده است ؛ ديدگاههاى آزاد پيشنهاد شده ، مسائلى كهن در پرتو تجارب نو بيان شده و مسائل نو پديد آمده است . چنين مىنمايد كه عقل آدمى بزرگتر شده و از حد مقولههاى اساسى ذهنى ، يعنى زمان و مكان و عليت ، فراتر رفته است . در چنين حالى شگفتآور نيست كه نسل جوان مسلمانان آمريكا و آفريقا خواهان توجيه تازهاى از ايمان خود شوند . پس با بيدارى اسلامى بر ما فرض است كه با روحيهاى مستقل ببينيم كه اروپا چه انديشيده و چه نتايجى به دست آورده ،
--> - تطبيقى » ، آينهء پژوهش ، دورهء چهارم ، شمارهء 19 ، ( خرداد و تير 72 ) ، ص 22 - 366 . ( 1 ) . ابو الحسن على ندوى ، ارزيابى تمدن غرب ، ص 123 .