شادى نفيسى
59
عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى )
و با بزرگ جلوه دادن كاستىهاى جامعهء مسلمانان از جنبههاى مختلف ، به اسلام حمله كردند و با طرح اشكالات جدى و اساسى ، انديشمندان اسلامى را به چالش فراخواندند . موجه جلوه داده شدن آنها در مجامع علمى و مراكز دانشگاهى كشورهاى مختلف « 1 » به ويژه كشورهاى اسلامى به آنان اين امكان را مىداد تا به ترويج و تبليغ نظريات خود دربارهء اسلام نيز بپردازند . نشر كتاب و مجلههاى متعدد و تدوين دائرة المعارفهاى اسلامى ، نظريات آنان را در سراسر جهان پراكنده مىكرد . اقداماتى كه در تحقيق و چاپ منابع قديمى اسلامى و تدوين فرهنگهاى لغت عربى به طور عام و معجمهاى لغت ، در حديث و قرآن به طور خاص ، انجام دادند « 2 » بر اعتبار ظاهرى آنها افزود . جانبدارى برخى روشنفكران از عقايد آنان و همنوايى با آنها نيز اين روند را تشديد كرد و موجب شد تا عقايد آنان در جهان اسلام به ويژه كشورهاى عربى بازتابى بسيار گسترده و اهميتى ويژه بيابد . كمتر مفسر عربى است كه در تفسير خود به نظريات مستشرقان نپرداخته باشد و در صدد پاسخگويى به اشكالات آنان برنيامده باشد و يا در موجه جلوه دادن ديدگاههايش آثار و يافتههاى آنان را مستند قرار نداده باشد . يكى از اهداف محمد عبد ه از تفسير را مبارزه با بدعتها و بحث از ماهيت اسلام براى تربيت امتى بيدار و نيز مقابله با اقدامات تبشيرى ، كه از سوى مسيحيان صورت مىگيرد ، برشمردهاند . « 3 » حتى مفسرى همچون محمد عزّة دروزه با اين كه تفسيرش بيشتر جنبهء نقلى دارد ، از سخنان آنان غافل نيست و مىكوشد تا نظريات و پندارهاى باطل مستشرقان را كه برخاسته از كينهء شديدشان از اسلام و پيامبر عزيزش است ، رد نمايد . « 4 » سيد قطب نيز در تفسيرش به اين امر توجه داشته ، به رد شبهات آنها پرداخته است . « 5 » ديدگاههاى مستشرقان پيش از آن كه به طرح نظريات مستشرقان بپردازيم ، توجه به اين نكته ضرورى است
--> ( 1 ) . مصطفى خالدى و عمر فرّوخ ، التبشير و الاستعمار فى البلاد العربية ، ص 90 - 113 . ( 2 ) . عمر بن ابراهيم رضوانه ، آراء المستشرقين حول القرآن الكريم و تفسيره ، ص 49 - 67 . ( 3 ) . عفت محمد الشرقاوى ، الفكر الدينى فى مواجهة العصر ، ص 58 . ( 4 ) . عبد المجيد عبد السلام المحتسب ، اتجاهات التفسير فى العصر الحديث ، ص 69 . ( 5 ) . صلاح عبد الفتاح الخالدى ، فى ظلال القرآن بدراسة و تقويم ، ج 3 ( فى ظلال القرآن فى الميزان ) ، ص 406 .