شادى نفيسى
60
عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى )
كه با توجه به اهداف اوليه و انگيزههاى غايى شكلگيرى و استمرار شرقشناسى ، نمىتوان نوشتههاى آنان را از غرض ورزى و سوء تفسير و مغالطه كاملا عارى دانست . با وجود اين ، آثار آنها را مىتوان به دو دسته تقسيم كرد : 1 - نوشتههايى كه تهمتهاى ناروا و بهتانهاى بىپايه سر تا سر آنها را فراگرفته و موجب آشكار شدن بىاعتبارى آنها از نظر علمى شده است . اين گونه آثار ، به ويژه دربارهء شخصيتهاى اسلامى و در صدر آنان نبى عظيم الشأن اسلام صلّى اللّه عليه و آله كم نيست . « 1 » انديشمندان اسلامى نيز هرگز از مقابله باز نايستاده و در پاسخگويى به اين افتراها كوشيدهاند . به عنوان نمونه ، سر سيد احمدخان از جمله افرادى است كه براى پاسخگويى به اتهامات ويليام موئر به ساحت پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله بخش عمدهء اموالش را فروخت و براى جمعآورى موارد علمى اوليهء مورد نياز به انگلستان سفر كرد . « 2 » به همين منظور ، سيد امير على كتابى را به نام روح اسلام ، حيات محمد و تعاليم او ، به زبان انگليسى بسيار بليغى نوشت كه از چنان اهميتى برخوردار گشت كه به ميمنت ورودش به هند ، يك روز تعطيل اعلام شد . « 3 » 2 - دستهء دوم نوشتههايى است كه مؤلف با پيش گرفتن روش به ظاهر علمى به تحليل مباحثى دربارهء اسلام پرداخته است . نگرش غير دينى و جلوهء علمى كه با آن به اسلام و مقدسات آن نظر افكنده شده ، بحثهاى تازهاى را در مباحث اسلامى مطرح كرد . انتقادهاى آنان ضعف پارهاى استدلالها ، بىپايگى برخى باورهاى ناخالص و كاستىهاى مستمسك در جامعهء مسلمانان را نماياند و به رغم اهداف اصلى مستشرقان ، بارورى مباحث علوم قرآنى ، تفسير ، حديث و تاريخ اسلام را باعث شد . آن چه از آثار مستشرقان در اين نوشته ، مورد نظر است ، اين دسته ( دستهء دوم ) از تأليفات و نظريات آنان است . محور اصلى تمامى اقدامات مستشرقان را مىتوان در يك
--> ( 1 ) . از موارد مشابه ، اگر چه نمىتوان آن را به مستشرقين منسوب دانست ، كتاب قديس يوحنا در قرن 8 ميلادى است كه در شمار اولين نگاشتهها در اين باره است . در قرون بعد مىتوان از كتاب « قرآن كتاب قانون تركان » متعلّق به قرن 16 ميلادى نام برد . ر . ك : عبد الهادى حائرى ، نخستين رويارويىهاى انديشهگران ايران ، ص 489 . كتاب آيات شيطانى ، نوشتهاى ديگر از اين نوع است كه با برنامهريزى دشمنان اسلام براى تخريب شخصيتهاى اسلامى تدوين شده است . ( 2 ) . وحيد اختر ، سر سيد احمدخان و انديشهء دينى ، ص 64 . ( 3 ) . محمد رضا حكيمى ، بيدارگران اقاليم قبله ، ص 84 - 87 .