شادى نفيسى

39

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى )

بود كه طه حسين در دوران تحصيلش فرا گرفته بود . او در دانشگاه نوبنياد مصر تحصيل كرده بود . در آن هنگام گروهى از استادان برجستهء اروپايى در آن جا تدريس مىكردند . او در فرانسه ، ادامهء تحصيلاتش را پى گرفته ، از محضر اساتيد به نامى چون فوكو روان شناس و دوركهايم جامعه شناس بهره برده بود . « 1 » يكى ديگر از عواملى كه زمينه ساز به وجود آمدن اين جريان‌ها بود ، حساس شدن به فعاليت‌هاى مستشرقان بود كه نبايد از آن غفلت كرد و ما در بحث ديگرى مستقلا به آن خواهيم پرداخت . به هر روى ، آن چه اين همه در شكل‌گيرىاش مؤثر افتاد ، ظهور گرايشى است قوى در ميان انديشمندان اسلامى به مبنا قرار دادن قرآن به عنوان منبع منحصر به فرد و خلل ناپذير معارف اسلامى و به كار بستن بىسابقهء شيوه‌هاى تحليل عقلى در تفسير آن ، به جاى بسنده كردن به آن چه از معصومان عليهم السّلام و پيشوايان رسيده است . تا بدان جا كه مفسران اين دوره به اهل القرآن نام بردار شده‌اند « 2 » و عقلگرايى « 3 » از ويژگىهاى تفسير اين عصر دانسته شده است . « 4 » اين تمايل ، به مفسران ملت يا مذهب خاصى محدود نيست و در اين جبهه ، شيعه و سنى و ايرانى و مصرى و هندى ، البته با تفاوت‌هايى در كنار هم قرار دارند . در كنار عبد ه مصرى و رشيد رضا سورى ، شلتوت ، مصطفى مراغى ، « 5 » سر سيد احمدخان ،

--> ( 1 ) . . همان ، ص 59 و 242 . ( 2 ) . حميد عنايت ، شش گفتار دربارهء دين و جامعه ، ص 24 و 25 ؛ عفت محمد الشرقاوى ، الفكر الدينى فى مواجهة العصر ، ص 98 . ( 3 ) . استاد مطهرى خطر افراط در اين نگرش را گوشزد مىنمايند . ر . ك : مرتضى مطهرى ، بررسى اجمالى از نهضت‌هاى اسلامى در صد سالهء اخير ، ص 23 . اين جريان در جهت‌گيرى افراطى آن از گروهى با عنوان « قرآنيّون » سر برآورد كه يك سره منكر حجيت سنت شد . ر . ك : خادم حسين الهى بخش ، در اسات فى الفرق ، القرآنيون و شبهاته حول السنة . البته بايد به اين نكته توجه داشت كه اگر چه اين گروه در شعار خود با نداى « حسبنا كتاب اللّه » خليفهء دوم همصدا هستند ، اما قطعا از نظر انگيزه با آن بسيار متفاوتند ؛ چرا كه طرح اين شعار پس از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله براى كنار گذاشتن اهل بيت بود ، حال آن كه در زمان معاصر ، آن چه عده‌اى را به عنوان كردن آن كشانيد ، موضوعات ، اسرائيليات ، خرافات و باورهاى سست پيشينيان بود كه به جوامع حديثى راه يافته بود نه كنار گذاشتن اهل بيت ، خصوصا آن كه ابتدا اين عده ، در ميان اهل سنت پديدار شدند كه دستشان از دامان اهل بيت كوتاه بود . ( 4 ) . فهد بن عبد الرحمن بن سليمان الرومى ، منهج المدرسة العقلية الحديثة فى التفسير ، ص 67 - 70 و 284 - 312 . ( 5 ) . همان ، ص 250 - 255 .