شادى نفيسى
38
عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى )
حضرت على عليه السّلام اختصاص دارد كه تا حد قابل ملاحظهاى به دور از تعصب فرقهاى و منصفانه نگارش يافته است . « 1 » اين كتاب او را شايد بتوان سر سلسلهء كتبى دانست كه با نگاهى نو به گذشته تدوين شده است . بعدها نيز آثار ديگرى از اهل سنت ، به ويژه دربارهء واقعهء كربلا تدوين شد كه با آن چه به صورت كليشهاى در اين زمينه رواج يافته بود ، تفاوتى فاحش داشت . در اين جا كافى است به گفتهء عبد القادر مازنى دربارهء امام حسين عليه السّلام اشاره كنيم كه مىگويد : هر قطره از خون او ، هر حرف از نام او و هر جلوه از خاطرهء او تبديل به مينى شد كه سرانجام بنياد حكومت بنى اميه را بركند و بر باد داد . « 2 » به سختى مىتوان باور كرد كه اين سخن را نويسندهاى از اهل سنت گفته باشد و اين به خوبى مىتواند دگرگونى انديشههاى ديرين را بنماياند . كتاب ديگر طه حسين كه جنجالى عظيم به پا كرد ، كتاب الشعر الجاهلى او است . « 3 » اين كتاب در پايهء يك باور كهن خلل افكند و مخالفتهاى بسيارى را برانگيخت . اگر چه اشتباههاى فراوان در نوشتن و شيوهء نادرست استنتاج و بىدقتى در نقل مطالب ، مستمسك اين اعتراضها شده بود ، اما در واقع بيم آن مىرفت كه اگر اين شيوهء نقد دربارهء منابع مذهبى به كار بسته شود چه بسا اصالت برخى از آن چه را كه به عنوان باورهاى دينى جايگاهى ويژه يافته بود ، در معرض ترديد درآورد و در نتيجه ، در تمام مبانى علوم گذشته خلل بيفكند . « 4 » آن چه مخالفان از آن بيم داشتند واقع شده بود . آن چه در نوشتههاى طه حسين از خود گفتهها و نتيجهگيرىهايش مهمتر است ، شيوهء انتقاد علمىاى است كه مىكوشد تا همواره بدان پايبند باشد و از به كار بستن آن در منابع و موضوعات دينى و مذهبى نيز ابايى ندارد . و اين چيزى بود كه با گشودن راه عقلايى نگرى ، حوزهء مباحث دينى را به كلى دگرگون ساخت . در ريشهيابى اين جريان و وقوف به تأثير دانش جديد غرب در تحول نگرشها و شيوههاى استدلال تحليل گرانهء دينى ، اين مسئله درخور تأمل است كه گفته مىشود كه به كار بردن روش انتقاد علمى ، درسى از دكارت
--> ( 1 ) . حميد عنايت ، سيرى در انديشهء سياسى عرب ، ص 71 و 72 . ( 2 ) . همان ، ص 317 . براى آشنايى با آثار ديگرى از اهل سنت در اين موضوع كه مخالف با كليشههاى قديمى آنها نوشته شده است ، ر . ك : همان ، ص 316 - 325 . ( 3 ) . مجيد خدورى ، گرايشهاى سياسى در جهان عرب ، ص 242 . ( 4 ) . حميد عنايت ، سيرى در انديشهء سياسى عرب ، ص 56 و 57 .