شادى نفيسى

37

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى )

امام حسين عليهما السّلام كه از دير باز شيعه به تعلقش به آنان شناخته شده است ، در كنار قهرمانان اهل سنت ، به عنوان مثل اعلاى مسلمانان مترقى در جامعهء اهل سنت معرفى شدند . « 1 » پيدايش چنين جريانى در ميان اهل سنت ، به آماده كردن زمينه براى نزديك شدن شيعه و سنى كمك كرد . همسخنى در برابر استعمار و به ويژه در مسئلهء فلسطين ، اين روند را سرعت بخشيد . دعوت مناديان اصلاح در جامعهء اهل سنت به معتبر دانستن منبع عقل و به كار بستن اجتهاد ، كه غالبا تفكر سنى به ويژه بخش حاكم آن در برابرش ايستاده بود و بر عكس شيعه مروّج آن محسوب مىشد ، اين گرايش را تشديد كرد . فتواى بىسابقهء شيخ محمد شلتوت ، فقيه الازهر به جواز پيروى از مذهب شيعهء اثنى عشرى در كنار چهار مذهب رسمى اهل سنت در مصر ، « 2 » مهم‌ترين پيامد اين جريان است . « 3 » تاريخ اسلام تنها بخش حوزهء معارف اسلامى نبود كه مورد تجديد نظر قرار گرفت ، بلكه اين امر ديگر بخش‌هاى انديشهء دينى را نيز در برگرفت . تقدس خلافت ، تنها در سيرهء گذشتگان ريشه نداشت ، بلكه احاديث بىشمار از پيشينيان در تأييد و تثبيت آن وارد شده بود و متزلزل شدن اين باور ، اين دو حوزه را به شدت تكان داد و جامعهء دينى اهل سنت را پذيراى بازنگرى در اين احاديث از جهت سند و محتوا كرد « 4 » و اطمينان آنان را از صحت و اعتبار اقوال گذشتگان ، كه همواره از منزلتى بس بلند در ميان سنىها برخوردار بودند ، سلب كرد . « 5 » اين احساس به خوبى در سيرهء عبد ه و سر سيد احمد خان نمايان است . نقل شده كه آن دو بر خلاف روش معمول در تدوين تفسير ، اعتنايى به آراى گذشتگان نمىكردند و به آن وقعى نمىنهادند . « 6 » از ميان اولين تأليفاتى كه به نقد باورهاى ديرين اهل سنت پرداختند ، نوشته‌هاى طه حسين درخور تأمل است . وى در كتاب الفتنة الكبرى به بررسى تاريخ اسلام و تحليل آن با نگرشى نقادانه مىپردازد . دو مجلد از اين مجموعه به وقايع زمان عثمان و

--> ( 1 ) . حميد عنايت ، انديشهء سياسى در اسلام معاصر ، ص 91 و 92 . ( 2 ) . براى اطلاع از متن فتوا ، ر . ك : مجلهء تاريخ فرهنگ معاصر ، دورهء اول ، شمارهء اول ، ( مهر 1370 ) ، ص 279 . ( 3 ) . حميد عنايت ، انديشهء سياسى در اسلام معاصر ، ص 92 . ( 4 ) . ر . ك : همو ، سيرى در انديشهء سياسى عرب ، ص 20 . ( 5 ) . براى نمونه ر . ك : همو ، انديشهء سياسى در اسلام معاصر ، ص 37 . ( 6 ) . محمد ابراهيم شريف ، اتجاهات التجديد فى تفسير القرآن فى مصر ، ص 273 و 274 .