شادى نفيسى
36
عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى )
مسلمانان براى اولين بار در طول حيات خود ، بدون خليفه به سر بردهاند . « 1 » باز بينى نظرى در نظام سياسى حاكم مخالفان سياسى براى تغيير نظام سياسى حاكم بر امپراتورى عثمانى و كشورهاى اسلامى ، در كنار اقدامات عملى ، ناگزير به پرداختن به مباحث نظرى نيز بودند . از آن جا كه نظام حكومتى از پيوندى محكم با دين رسمى برخوردار بود و اعتبار خود را از آن مىيافت ، مباحثى كه بدين منظور عنوان شد ، كاملا با معارف دينى مرتبط بود و لذا موضوعات و بسيارى از شيوههاى طرح مباحث دينى را تحت تأثير قرار داد . تلاشهاى مخالفان را مىتوان در دو محور عمده خلاصه كرد : از يك سو شكستن طلسم تقدس شيوهء حكومتى موجود و بىاعتبار ساختن آن . و از سوى ديگر طرح نظريات جديدى از اسلام دربارهء نظام سياسى ، به ويژه در مقولهء آزادى و عدالت اجتماعى تا بتوانند به نظامهاى سياسى مورد نظر خود اعتبار بخشند . « 2 » الف - شكستن طلسم تقدس نظام سياسى حاكم خلافت شيوهاى حكومتى بود كه نزد اهل سنت از پشتوانهاى هزار و چند ساله در تاريخ اسلام برخوردار بود . غير از سيرهء گذشتگان ، احاديث و اقوال بسيارى نيز مؤيد آن به شمار مىآمد . از ديدگاه مبارزان ، انتقاد تاريخى به منظور بازشناسى باورهاى بىپايه ، تعميمهاى نابهجا و رفتارهاى ناسنجيده و ارزيابى مجدد و عميق گذشته ، فارغ از تعصبها امرى اجتناب ناپذير مىنمود . انتقاد تاريخى در عين حال كه تمامى پيشينهء جامعهء اسلامى را جز دورهء خلفاى چهارگانه ، به عنوان دور شدن از تعاليم قرآن و پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله زير سؤال برد ، « 3 » تلاش براى يافتن و چهره پردازى قهرمانان اصيل اسلام و نمونههاى واقعى مسلمانان را نيز بايسته نمود . « 4 » در چنين فضايى بود كه الگوهاى بىبديل اسلامى ، هم چون حضرت فاطمه و حضرت زينب عليهما السّلام و نيز امام حسن و
--> ( 1 ) . عبد المجيد عبد السلام المحتسب ، اتجاهات التفسير فى العصر الحديث ، ص 30 . ( 2 ) . حميد عنايت ، انديشهء سياسى در اسلام معاصر ، ص 37 - 40 . ( 3 ) . همان ، ص 37 و 38 . ( 4 ) . البته هنگامى كه راه انتقاد از گذشتگان باز شد ، به حدى محدود نماند ، حتى اعمال خلفاى چهارگانه نيز زير سؤال رفت . عبد ه در شرح نهج البلاغه ، در ضمن خطبهء شقشقيه ، شيوهء وصيت عمر و به خلافت رسيدن عثمان را نقد مىكند . ر . ك : نهجالبلاغه .